• وزارت ورزش و جوانان
    وزارت ورزش و جوانان
       
      •  
      • فهرست سخن روز
        در حقیقت فکر تشکیل «شورای سلطنت» ناشی از نگرانی جدی شاه از انقراض سلسله شاهنشاهی بود. شورای سلطنت در آخرین روزهای حکومت پهلوی ، با پیشنهاد علی امینی و به دستور محمدرضا پهلوی با هدف ادارهٔ موقت کشور روز ۲۳ دی ۱۳۵۷ تشکیل شد اما ...<br />
نفس های آخر یک حکومت<br />
محمدرضاپهلوی یک دیکتاتور مدرن<br />
<br />
محمدرضا شاه پهلوی به عنوان یکی از دیکتاتورهای مدرن در سده اخیر و مانند بسیاری از آنها، پس از مشاهده مخالفتهای گسترده علیه حکومت خود دست به اقدامات متناقضی زد. دامن این اقدامات را می‌توان از فضای باز سیاسی تا سرکوب مخالفین متغیر دانست. با این حال با گسترش اعتراضات در دی‌ماه 57، او امکان استقرار نظام پهلوی را بسیار ناچیز دید و آخرین تلاش خود را پیش از فرار از ایران در تأسیس شورای سلطنت به کار گماشت تا بدین وسیله امکان ماندگاری حکومت پهلوی را افزایش دهد. هرچند این تلاش روند انقلاب را بیش از پیش تسریع کرد.<br />
تشکیل شورای سلطنت<br />
<br />
با این حال، محمدرضا شاه در آن برهه به شدت با طرح امینی مخالفت کرد و عملا این طرح را خطر جدی در مقابل قدرت تامه خود می‌دانست. مقاومت شاه در مقابل تشکیل شورای سلطنت فقط چندماه به طول انجامید و در نیمه اول دی‌ماه سال 57 و درست چند روز قبل از فرار از ایران، وی با تشکیل این شورا موافقت کرد و اداره کشور را به این شورا واگذار نمود.<br />
<br />
اگرچه شورای سلطنت در روز 23 دی‌ماه سال 57 تشکیل شد ولی به نظر می‌رسد زمزمه‌های تأسیس آن به دوران نخست وزیری شریف امامی یعنی شهریور همان سال برمی‌گردد. علی امینی به عنوان نخستین کسی که به ادامه حکومت پهلوی با شک می‌نگریست و حفظ این ساختار را نیازمند تغییرات در بنیادی‌ترین قسمت این حکومت یعنی دربار پهلوی به عنوان مرکز فرماندهی و حکمرانی می‌دانست، پیشنهاد تشکیل شورای سلطنت و توجّه به نظر شورا را برای استمرار حکومت پهلوی بسیار ضروری می‌دانست. علی امینی در آن برهه بر این باور بود که با استفاده از افراد خوشنام در شورای سلطنت، می‌توان تا اندازه زیادی موجب کاهش اعتراضات شد و هم اینکه بدین ترتیب به تدریج شرایط برای تقسیم قدرت در ساختار سیاسی حکومت پهلوی به وجود آید.<br />
<br />
شاه امیدوار بود با انتخاب افرادی در شورای سلطنت که تمایلات بیشتری به مردم دارند، موجبات استمرار حکومت خود را فراهم سازد و به وسیله این افراد امکان مذاکره با معترضین به شیوه مناسبتری فراهم آید تا با اعطای امتیازات مناسب به مخالفان، ادامه حکومت پهلوی میسر شود، از این رو تأسیس این شورا درست دو روز پس از تأسیس شورای انقلاب با دستور حضرت امام خمینی  و با ریاست شهید مطهّری رخ داد تا بدین‌وسیله امکان مذاکره سریع با مخالفین تحقق یابد. وظایفی که شاه در اختیار شورا قرار داده بود تنها در مذاکره با معترضین خلاصه نمی‌شد، وی با اعطای اختیارات کامل به شورای سلطنت و تأکید بر آرام کردن شرایط از شورا خواست تا در کنار اداره کشور، با دادن امتیازات مناسبی به مردم، اینچنین وانمود کنند که دربار و در رأس آن شاه قصد دارد روند حکومت خود را تغییر داده و در این راستا با تأسیس شورای سلطنت، موجبات انتقال قدرت به نخست وزیر و هیأت دولت را فراهم آورد.<br />
اعضای شورای سلطنت به قرار ذیل بودند:<br />
<br />
شاهپور بختیار(نخست وزیر)، دکتر محمد سجادی(رییس مجلس سنا )، دکتر جواد سعید(رییس مجلس شورای ملی)، علیقلی اردلان (وزیر دربار شاهنشاهی )، عبدالله انتظام (رییس هیأت مدیره و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران )، ارتشبد قره‌باغی(رییس ستاد ارتش )، دکتر علی آبادی (دادستان سابق )، محمد علی وارسته(وزیر دارایی اسبق) و سید جلال‌الدین تهرانی(سناتور سابق).<br />
<br />
شاه که تلاش کرد در انتخاب اعضای شورای سلطنت نهایت دقت را انجام دهد تا حمایت و رضایت مردم را به دست آورد، در انتخاب رئیس و دیگر سمتهای شورا نیز همین مسیر را طی نمود. وی پس از بررسیها بر آن شد تا ریاست شورای سلطنت را به سید جلال‌الدین تهرانی واگذار نماید. در ۲۶ دی۱۳۵۷ در جلسه شورای سلطنت که در حضور شاه تشکیل شد تهرانی به ریاست این شورا انتخاب شد. این انتخاب از آن رو صورت گرفت که وی علاوه بر فعالیّت گسترده در سطوح مختلف سیاسی کشور، رابطه بسیار عمیقی با روحانیون و علما نیز داشت تا جایی که در سال ۱۳۰۷ در جریان دستگیری سیدحسن مدرس، همراه او بود. این انتخاب می‌توانست فرصت مناسبی در اختیار محمدرضا شاه قرار دهد تا به واسطه خوشنامی نسبی تهرانی در میان علما و مردم، تفکر نابودی و سقوط حکومت پهلوی در میان معترضین از بین رود.<br />
<br />
یکی از مهمترین مشکلات شورای سلطنت ناهماهنگی دولتمردان پهلوی با آن بود. من جمله شخص بختیار با شاه هماهنگ نبود و از همان ابتدا علاقه‌ای به برقراری جلسات منظم شورای سلطنت نداشت. وی در تلاش بود از فرصت استفاده کرده و با جلب نظر مخالفان خود را به عنوان حکمران جدید ایران معرفی کند.<br />
<br />
در کنار نیروهای داخلی، قدرتهای تأثیرگذار جهانی نیز برای شورای سلطنت وظایفی‌ در چارچوب منافع خود در نظر گرفته بودند. کارتر به عنوان رئیس جمهور آمریکا به دنبال این بود در صورتی که شورا در آشتی دادن شاه و امام خمینی (ره) شکست بخورد، زمینه را برای انتقال آرام قدرت از نظام سلطنتی به حاکمیت جدید آنگونه که مدنظر آنها باشد، فراهم نماید.<br />
دلایل شکست شورای سلطنت<br />
<br />
یکی از مهمترین دلایل شکست این شورا عدم هماهنگی و اهداف یکجانبه گرایانه اعضای آن بود. به زبانی گویاتر تشکیل این شورا بر پایه هیچگونه برداشت درستی از شرایط صورت نگرفت؛ همچنین اقدامات مقدماتی نیز در خصوص تأسیس آن انجام نشد و به نظر می‌رسد شخص محمدرضا شاه این شورا را در مقابل شورای انقلاب تشکیل داده تا فقط مقابله به مثل کند. با توجّه به اختلافات موجود در میان اعضای شورا با خود و با شاه، پر واضح است که تشکیل این شورا بر پایه هیچگونه خرد و عمل از پیش تعیین شده‌ای صورت نگرفته و بیشتر بازیچه‌ای در هنگامه فرار محمدرضاشاه از ایران بوده است.<br />
ملاقات سید جلال الدین تهرانی با امام خمینی<br />
<br />
سید جلال الدین تهرانی رییس شورای سلطنت، دو روز پس از خروج شاه از ایران به توصیه اعضای شورای سلطنت به ویژه شاپور بختیار، برای ملاقات و مذاکره با امام خمینی عازم پاریس شد. ولی پیام امام مبنی بر غیرقانونی بودن شورای سلطنت، این ملاقات را غیرممکن ساخت. همچنین امام، شرط ملاقات را استعفای کتبی با اعلام این نکته که شورای سلطنت غیرقانونی است، عنوان نمود. سیدجلال الدین تهرانی در این شرایط، در روز اول بهمن ماه 1357 استعفای خود را از ریاست و عضویت این شورا اعلام کرد و آن را غیرقانونی خواند. با استعفای تهرانی، عمر یک هفته‌‏ای این شورا به پایان رسید و به دنبال آن جمع کثیری از نمایندگان مجلس نیز استعفا کردند.<br />
نکته جالب توجه این است که خود بختیار به عنوان نخست وزیر وقت، پس از استعفای تهرانی از مقام ریاست شورا هیچگونه اعتراضی بدان نمی‌کند و با استعفای وی همراه می‌شود. این مسأله نیز علاوه بر عدم انسجام در ساختار شورای سلطنت، قدرت‌طلبی هریک از این افراد را نیز نشان می‌دهد. پس از استعفای سید تهرانی از مقام ریاست، شورا با اصرار قره‌باغی دو جلسه دیگر برگزار کرد ولی با توجه به اینکه هیچ برنامه مشخصی از سوی اعضای شورا ارائه نشد، اعضای آن همچون بسیاری از مقامات مانند گذشته به کشورهای خارجی پناه بردند و منتظر دستوری از جانب انگلیس و آمریکا ماندند و بدین‌گونه این شورا که نتوانست مشروعیّتی از جانب مردم کسب کند پس از یک هفته منحل شد. در مقابل، شورایی که از درون انقلابیون شکل گرفته بود(شورای انقلاب) و اعضای آن را مبارزین مورد اعتماد حضرت امام و مردم تشکیل می‌دادند به نحوی که با فراخوان صورت گرفته از سوی اعضای شورای انقلاب به مردم نسبت به حضور گسترده در روزهای تاسوعا و عاشورای حسینی مصادف با 26 و 27 دی‌ماه، مشروعیت و مقبولیت شورای انقلاب نسبت به شورای سلطنت نزد همه آشکار شد و پس از این روز شورای سلطنت عملا منحل شد.
        نفس های آخر یک حکومت
        در عظمت آن بانوی طاهره ی معصومه همین بس که ایشان یک زن ولایت مدار و عارف به حق امام زمان خویش بود. چرا که برای تجدید پیمان با برادر و امام و رهبر خویش، رنج راهی سخت را بر خود آسان نمود . <br />
<br />
کریمه ی اهل بیت<br />
<br />
طبق آموزه های وحیانی ما یکی از راههای مهمّ تقرب به خداوند دوستی و محبّت اهل بیت علیهم السلام و فرزندان آن بزرگواران است.<br />
<br />
در آیه 23 سوره شوری خداوند می فرماید: "پیامبر به مردم بگو من از شما درخواست هیچ اجر و مزدی برای رسالتم نمی کنم جز محبت و دوستی با خویشانم"<br />
<br />
و البته احادیث زیادی هم مضمون این آیه ی شریفه را تایید می کنند. مانند این حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که فرمودند: خدا را دوست بدارید! به خاطر نعمتهایی که به شما ارزانی داشته است و مرا هم دوست بدارید! به جهت دوستی با خدا (چون من پیامبر الهی هستم) و با فرزندان من دوستی نمایید! چون من آنها را دوست دارم" (المحجه البیضاء" ملا محسن فیض کاشانی، ج 8، ص 5)<br />
<br />
با بررسی و تحقیق دقیق در می یابیم که علت تاکید همه این آیات و روایات که ما نمونه هایی از آنها را در اینجا ذکر کردیم این است که اهل بیت علیهم السلام و فرزندان بزرگوار آنان واسطه های فیض الهی هستند و فیض اکمل الهی به واسطه آنان بر کل هستی و همه ی انسانها می رسد.<br />
<br />
بنابراین مومنین باید به همان اندازه که ایمان به خداوند متعال دارند محبت اولیای الهی را نیز در دل بنشانند. البته این دوستی جدای از معرفت است و در واقع اگر معرفت واقعی نباشد محبت هم بی فایده است. همانطور که در زیارت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام آمده است: از خدای ولی و قدیر می خواهم که معرفت شما خانواده را از من سلب نکند.<br />
<br />
و به قطع یقین یکی از عوامل به دست آوردن این معرفت تحلیل و بررسی سیره امامان معصوم علیهم السلام و فرزندان بزرگوار آنان و مورد توجه قرار دادن فضائل اخلاقی و مناقب آنها است که باعث می شود از زندگی آن اولیای مقرب خدا الگو گرفته و به سعادت واقعی دست پیدا کنیم.<br />
<br />
در یک رویای صادقه امام صادق (علیه السلام) به آیت الله نجفی (ره) که دعا و راز و نیاز و تلاش و پیگیری برای یافتن قبر مطهر حضرت زهرا (سلام الله علیها) را آغاز کرده بود، خطاب فرمود: «بر تو باد به کریمه ی اهل بیت»<br />
<br />
حال از جمله این بزرگواران که به معرفت و محبتشان سفارش شده ایم بانوی کرامت فاطمه معصومه علیها السلام دختر بزرگوار امام هفتم علیه السلام است که این هدف این نوشتار ذره ای از فضائل و مناقب آن بانوی کرامت را بیان می کند.<br />
او مظهر فضائل است<br />
<br />
حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) مظهر فضائل و مناقب و مقامات معنوی است. بطوریکه روایات اهل بیت علیهم السلام، فضیلت ها و مقامات معنوی والایی را برای آن بزرگوار تایید می کنند.<br />
<br />
ایشان دارای پاکی روح و کمالات معنوی بالایی بودند، طوری که به زائرانش وعده بهشت داده شده است: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی ثَوَابِ الْأَعْمَالِ وَ عُیُونِ الْأَخْبَارِ عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَی بْنِ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) عَنْ زِیَارَهِ فَاطِمَهَ بِنْتِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ (علیهما السلام) بِقُمَّ فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّه. (وسائل‏الشیعه، ج 14، ص 576، ح 94)<br />
<br />
در منابع و متون دینی، و آموزه های اسلامی ما این گونه نقل شده است که در میان فرزندان فراوانِ امام هفتم پس از امام رضا (علیه السلام) کسی همپای معصومه نیست. (شوشتری، تواریخ النبی و الآل، ص۶۵)<br />
<br />
شیخ عباس قمی می‌گوید: در میان دختران موسی بن جعفر (علیهما السلام) افضل آنان سیده جلیله معظمه، فاطمه است که به معصومه شهرت دارد. (قمی، منتهی الآمال، ج۲، ص۳۷۸)<br />
<br />
او ماه تابانی است از برج امامت طلوع کرده و در آ‎غوش امامت تربیت یافته و قنداقه امامت را نیز در دامن خود پرورش داده است.<br />
<br />
ایشان هم از نظر شخصیت علمی و هم کمالات دیگر کامل ترین بود و همچنین از خصوصیات بارز آن بزرگوار این بود که از جمله روایت کنندگان حدیث بود و به علوم اسلامی و آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ آگاهی داشت. و مهمتر از اینها اینکه ایشان نیز همچون حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) دارای مقام شفاعت است و احتمالاً نامیده شدن وی به فاطمه بی ارتباط با این مقام نبوده است.<br />
بندگی و عبادتی کم نظیر<br />
<br />
در نقلها داریم که حسن بصری که یکی از عباد و زهاد دنیای اسلام است درباره فاطمه زهرا علیهاالسلام می گوید: به قدری دختر پیغمبر صلی الله علیه و آله عبادت کرد و در محراب عبادت ایستاد که پاهای آن بزرگوار از ایستادن در محراب عبادت ورم کرد.<br />
<br />
حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها نیز با تاسی به الگوی خود از زیباترین جلوه های بندگی و عبادت بود.<br />
<br />
او با عبادت و شب زنده داری هفده روزه‌اش در واپسین روزهای عمر شریفش در مدت اقامتش در قم گوشه‌ای از یک عمر عبودیت و خضوع عبد صالح خدا در برابر ذات پاک الهی است. (کتاب قم، ص 292)<br />
<br />
اهل بیت علیهم السلام و فرزندان بزرگوار آنان واسطه های فیض الهی هستند و فیض اکمل الهی به واسطه آنان بر کل هستی و همه ی انسانها می رسد<br />
چرا او کریمه ی اهل بیت علیهم السلام است؟<br />
<br />
از حضرت معصومه (سلام الله علیها) در میان علما و فقیهان شیعه با لقب کریمه ی اهل بیت یاد می شود. از میان بانوان اهل بیت، این نام زیبا فقط به آن حضرت اختصاص دارد. بر اساس رویای صادق و صحیح نسب شناس گران قدر مرحوم ایت الله مرعشی نجفی این لقب از طرف امام صادق (علیه السلام) برای حضرت معصومه (سلام الله علیها) انتخاب شده است.<br />
<br />
در یک رویای صادقه امام صادق (علیه السلام) به آیه الله نجفی (ره) که دعا و راز و نیاز و تلاش و پیگیری برای یافتن قبر مطهر حضرت زهرا (سلام الله علیها) را آغاز کرده بود، خطاب فرمود: «بر تو باد به کریمه ی اهل بیت»<br />
شفاعت همه ی شیعیان<br />
<br />
آیه اللّه حاج سید محمد وحیدی (ره) از یکی از سادات برقعی نقل فرمودند که گفته بود: شبی در عالم رؤیا محضر مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها رسیدم. مانع و حجابی در بین نبود. احساس کردم که من محرم ایشان هستم و ایشان عمه ی سادات برقعی می باشند. از محضر مقدسشان سؤال کردم: «آیا شما به اهل قم، شفاعت خواهید فرمود؟» حضرت در پاسخ فرمودند: «میرزای قمی (ره) برای شفاعت اهل قم کافی است. من برای همه ی شیعه شفاعت می کنم.<br />
<br />
این رؤیای صادقه، یادآور حدیثی از امام صادق علیه السلام است که می فرماید: «تدخَل بشفاعَتِها شیعَتی الجنّه بأجمعهم؛ به شفاعت او - حضرت فاطمه ی معصومه سلام الله علیها - همه ی شیعیانم وارد بهشت خواهند شد»<br />
سخن آخر اینکه: <br />
<br />
با توجه به اینکه گفتیم یکی از راههای مهمّ تقرب به خداوند دوستی و محبّت اهل بیت علیهم السلام و فرزندان آن بزرگواران است. و یک راه معرفت یافتن به آنان بررسی و مطالعه در زندگی سراسر نور آن بزرگواران است پس به نظر میرسد برای تحصیل این موارد مقدماتی را باید فراهم کنیم. از جمله ی این مقدمات می تواند: شناخت شناسنامه ای آن بزرگواران، شناخت ویژگی ها و صفات والایشان، فضائل و برکات زیارت آنها، توجه و به سیره و روش زندگی آنان و الگوپذیری از آن و توسل به آن عزیزان باشد.  <br />
<br />
باشد که از فیض زیارت اهل بیت علیهم السلام و فرزندان بزرگوارشان در دنیا و شفاعتشان در آخرت بهره مند گردیم.
        با کریمه اهل بیت تا بهشت!
        جناب عبدالعظیم حسنی از سادات جلیل القدر و عظیم الشانی است که به اعتراف تاریخ، دارای مقام و منزلت رفیع در میان بزرگان اسلام و به خصوص ائمه اطهار علیهم السلام داشته است.<br />
<br />
عبدالعظیم حسنی مشهور به شاه عبدالعظیم و سیدالکریم از عالمان سادات حسنی و از راویان حدیث است. نسب او با چهار واسطه به امام حسن مجتبی(علیه السلام) می رسد. او  مردی با تقوا، معروف به امانت داری، صداقت در گفتار، عالم به امور دین، قائل به اصول دین شیعه ومحدث بود. ابن بابویه، مجموعه روایات وی را با عنوان جامع اخبار عبدالعظیم گردآوری کرده است.<br />
<br />
عبدالعظیم حسنی، امام رضا(علیه السلام) و امام جواد(علیه السلام) را درک کرد. نقل است که ایمان خویش را بر امام هادی(علیه السلام) عرضه داشت و در زمان او وفات یافته است. منظور از عرضه ایمان خویش،مجموعه اعتقادات یک فرد مسلمان است که مستحب است بر امام و دانشمندان دینی عرضه و ابراز شود تا در صورت اشکال در فکر و اندیشه،اصلاح شود.<br />
<br />
ولادت با سعادت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در سال 173 هجری قمری در شهر مقدّس مدینه واقع شده است و مدّت 79 سال عمر با برکت او با دوران امامت چهار امام معصوم یعنی امام موسی کاظم علیه السّلام ، امام رضا علیه السّلام، امام محمّدتقی علیه السّلام و امام علیّ النّقی علیه السّلام مقارن بوده ، محضر مبارک امام رضا علیه السّلام ، امام محمّد تقی علیه السّلام و امام هادی علیه السّلام را درک کرده و احادیث فراوانی از آنان روایت کرده است .<br />
این فرزند حضرت پیامبر صلّی الله علیه و آله وسلّم، از آنجا که از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است به حسنی شهرت یافته است .<br />
حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السّلام از دانشمندان شیعه و از راویان حدیث ائمه معصومین علیهم السّلام و از چهره های بارز و محبوب و مورد اعتماد ، نزد اهل بیت عصمت علیهم السّلام و پیروان آنان بود و در مسایل دین آگاه و به معارف مذهبی و احکام قرآن ، شناخت و معرفتی وافر داشت .<br />
جناب عبدالعظیم حسنی از سادات جلیل القدر و عظیم الشانی است که به اعتراف تاریخ، دارای مقام و منزلت رفیع در میان بزرگان اسلام و به خصوص ائمه اطهار علیهم السلام داشته است.<br />
نگارش های او و گفتارها در مورد ایشان<br />
<br />
وی صاحب کتاب «خطب امیرالمؤ منین» و «الیوم و اللیله» و مشهور به حضرت عبدالعظیم و شاه عبدالعظیم، از سادات حسنی و از بزگان این خاندان، و مورد احترام امامان عصر خود و از راویان موثق است به موجب روایتی که امام هادی (علیه السلام) در باب فضیلت زیارت او آورده اند، روشن می شود که پیش از شهادت این امام بزرگوار (254 ه- ق) درگذشته است، و می توان گفت در آغاز دههِ ششم از سدهِ سوم هجری و در خلافت «المعتز» زندگانی را بدرود گفته است مؤلف کتاب «جنه النعیم» با آنکه نام زوجهِ آن جناب را هم نوشته متعرض تاریخ ولادت، سن و سال دقیق رحلت او نشده و تنها می نویسد:«پس باید وفات حضرت عبدالعظیم، اوایل 250 هجری، جند سال قبل از شهادت حضرت امام علی النقی (علیه السلام) باشد.» از امامان بزرگوار، با امام جواد، امام هادی و امام عسکری (علیهم السلام) معاصر بوده است. امّا آیا محضر حضرت امام علی بن موسی (علیه السلام) را هم درک کرده و حدیثی شنیده است مؤ لف الذریعه در این باره می نویسد:«عصر امام  ضا و امام جواد (علیهم السلام) را درک نمود و ایمان خود را بر امام هادی (علیه السلام) عرضه کرد. و از برخی کتاب ها نقل است که وفات او در نیمهِ شوال سال 252 هجری است».  ابن بابویه در «من لا یحضره الفقیه» در باب روزهِ یوم الشک، روایتی از او از امام رضا (علیه السلام) آورده و ذیل آن نوشته است: «مصنف کتاب کوید حدیثی است غریب و آن را جز از طریق عبدالعظیم حسنی نمی شناسم».  همچنین در تعلیقه ی شهید ثانی بر «خلاصه» آمده است که حضرت رضا (علیه السلام) بر زیارت او توصیه فرموده است. لیکن عالم رجالی معاصر جناب آقای شوشتری می نویسد:«ظاهر این است که روایت حضرت رضا (علیه السلام) در وجوب بهشت برای زیارت فاطمه دختر موسی بن جعفر (علیه السلام) است، نه برای عبدالعظیم».  استاد بزرگوار آیه اللّه خویی (ره)، آنچه را که در کتاب «اختصاص» آمده است که امام هشتم به عبدالعظیم فرمود: «سلام مرا به اولیای من برسان»، به خاطر ارسال حدیث نامعتمد دانسته و نوشته اند: «متحصل از کلمات اصحاب ما این است که عبدالعظیم، امام رضا (علیه السلام) را ندیده است، تا چه رسد که در حیات آن امام در گذشته باشد». پس ظاهراً بلکه مطمئناً وی محضر امام هشتم را درک نکرده و مستقیماً از او روایتی نشنیده است.<br />
گرامی داشت و تعظیم مقام افرادی که در طول تاریخ به حدی از جلالت و بزرگی شان رسیده اند که ائمه درباره وی اینگونه بیان کند،از مهم ترین وظایف هر مسلمانی است.<br />
منابع:<br />
1. کتاب عبدالعظیم حسنی و روایات مهدویت<br />
2. وب سایت شهید آوینی<br />
3. دانشنامه اهل بیت
        سیدی که به مقام عظمت رسید!
        "مردم عزیز ما در روز نهم دی، آنچنان عظمتی از خود نشان دادند که دنیا را خیره کرد."    مقام معظم رهبری      حماسه  نهم دی ماه و حضور عاشورایی مردم حماسه ساز و ولایتمدار ایران اسلامی در  راهپیمایی 9 دی ماه 1388 نقطه عطفی در تاریخ انقلاب و برگ زریّن دیگری در  افتخارات مرد و زن ایرانی به حساب می آید . حماسه 9 دی نماد عزّت، استقلال و  بصیرت مردمی است که تا پای جان برای حفظ اصول اسلام و آرمان‌های انقلاب  ایستاده اند و با صدای رسا اعلام کردند که اگر دشمن در برابر دین آنها  بایستد در برابرتمام دنیای آنها خواهند ایستاد. روز نهم دی ماه در تاریخ  انقلاب اسلامی با عنوان روز «بصیرت» تبدیل به یوم الله و ماندگار گردید. در  این روز ماندگار و تاریخی ملت همیشه در صحنه ایران اسلامی، حماسه ای دیگر  آفرید و دشمنان خدا و دینش را مأیوس و ناامید ساخت و قلب امام زمان (عج) و  نائب بر حقش حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(دامت برکاته) را شاد ساخت.    این روز می توان گفت نهم دی، روز غلبه جنود الهی بر جنود شیطان است. روز  خروش ملت ایران و آشکار ساختن خشم مقدس در برابر اهانت ها و حرمت شکنی های  عده ای غافل و یا مزدور وابسته به اجانب نسبت به مقدسات در روز عاشورای  حسینی است. روز نهم دی در واقع روز نه گفتن ملت ایران به سران فتنه و آری  گفتن به نظام اسلامی و بیعت مجدد مردم با آرمان های والای حضرت امام  خمینی(ره) و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی است. مردم در این روز، تیر خلاص را  به سران فتنه شلیک و پشت پیکر نامبارک فتنه را به خاک مالیدند.  در روز  نهم دی ماه 1388، مشروعیت سیاسی نظام اسلامی ایران بار دیگر با حضور خودجوش  ده ها میلیونی مردم در تهران و تمامی شهرهای دیگر کشور به جهانیان اعلام  گردید.  روز نهم دی، روزی است که مردم ایران نشان دادند دشمنان خود و  انقلاب خود را به خوبی می شناسند و هرگز فریب حیله ها و نیرنگ های آنان را  نمی خورند. روز نهم دی روزی است که مردم ایران نشان دادند که با بصیرتند و  در میان گرد و غباری که فتنه گران به پا کرده اند هرگز، نه راه را گم می  کنند و نه دست از راهبر واقعی که همانا ولایت فقیه است، بر می دارند و در  نهایت روز نهم دی روزی است که مردم مسلمان و انقلابی ایران نشان دادند که  این جمله حضرت امام (ره) را که فرمودند: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به  مملکت تان آسیب نرسد» به خوبی در عمل به آن معتقد و پایبند هستند. نهم دی  ماه یک هزار و سی صد و هشتاد و هشت، جشن بلوغ فکری و شخصیتی نظام اسلامی  بود.   9 دی، عرق شرم امت را در طول تاریخ به خاطر بی بصیرتی در ماجرای سقیفه پاک کرد.   9 دی، درد کوته بینی حکمیت را تا حدودی التیام داد و بر آن مرهمی شد.   9 دی، سوزش خیانت جمل و نهروان را کمی خنک کرد و از تکرار غربت 25 ساله جلوگیری کرد.   9 دی، فرق کوفه و تهران، عراق و ایران را نشان داد و آب رفته را به جوی بازگرداند.   9 دی، ایران، بدون خواست سفیر حسین، بیعت مجدد کرد و بر سر بیعتش ماند.   9 دی، ندای هل من ناصر بلند نشد ولی فریاد لبیک یا حسین تا آسمان به گوش همه رسید.   9 دی، شش ماهه، سه ساله، جوان، پیر، زن، مرد، ویلچری، شیمیایی و ... داشت.   9 دی، نه دی زمستان بود ولی درخت انقلاب در آن سرمای زمستان گل داده بود.   9 دی، در ایران بود ولی پایه های کاخ سفید در مکان و کاخ سبز معاویه در زمان را لرزاند.   9 دی، قیام مختار نبود، ولی اگر مختار هم زنده بود در مقابل آن کرنش می کرد.   9 دی، مانور اعلام آمادگی یاران آخر الزمان مهدی (عج) بود.   9 دی، شروع حرکت و یک فرهنگ بود یعنی «عزت خواهی»   9 دی، یک روز بود ولی خیرٌ مِن الفِ شَهر بود.   9 دی، مبیّن کوثر و ابتر بود که گفتند خامنه ای کوثر است، دشمن او ابتر است.   9 دی، عاشورا بود و ایران کربلا.   9 دی، ثمره ی خون شهید آیت ها، مطهری ها، بهشتی ها، باکری ها، همت ها و ... بود.   9 دی، تاریخ نبود، بلکه خود تاریخ ساز بود.   9 دی، روز بخشش فریب خوردگان و روز غضب بر فتنه گران توسط امت بود.   9 دی، آموخت که نیازی نیست همیشه ولیّ در بین باشد بلکه کافی است ولیّ در دل باشد.   9 دی، غدیر خم بود در کویر قم و سراسر ایران.   9 دی، نور بصیرت الهی بود در دلهای امت.   هرچه خواستم بگویم که 9 دی چیست، زبان الکن بود و قلم قاصر. فقط می توانم که بگویم 9 دی، 9 دی بود و بس.
        سالروز حماسه 9 دیماه ، روز بصیرت و میثاق امت با ولایت ، گرامی باد.
        فرستادن صلوات و سلام بر پیامبر (صلی الله علیه و اله) و آل پیامبر (علیهم السلام) از طرف مومنان در حقیقت طلب کردن رحمت بر خودشان نیز است؛ زیرا در واقع پیامبر و ائمّه (علیهم السلام) واسطه فیض الهی هستند. اگر بر آنها صلوات نفرستیم، در واقع خود را از رحمت الهی محروم کرده ایم. بنابراین درود بر پیامبر (صلی الله علیه و اله) سبب پاکی اعمال و نیز قبولی آنها می شود، همچنین باعث اجابت دعاها، کفّاره گناهان، نورانی شدن در قیامت و راه پیدا کردن به بهشت نیز می شود.<br />
صلوات<br />
در اهمیت صلوات همین بس که خداوند در قرآن کریم آن را ذکر خود و ملائکه دانسته و اهل ایمان را به آن دعوت کرده و فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا(احزاب/56) همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت می فرستند. ای اهل ایمان! بر او درود فرستید و آن گونه که شایسته است، تسلیم او باشید.» این ذکر پر اهمیت مطمئناً دارای آثاری شگفت انگیز در دنیا و آخرت است. در این یادداشت به اثر صلوات در حسابرسی روز قیامت پرداخته می شود. اثری که امام رضا(علیه السلام) درباره آن فرمودند: : «مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلی مایُکَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ، فَلْیَکْثُرْ مِنْ الصَّلوهِ عَلی مُحَمَّد وَآلِهِ، فَإنَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً؛ کسی که نمی تواند کاری کند که با آن گناهانش زدوده شود پس زیاد بر محمد و خاندانش صلوات بفرستد که آن گناهان را به خوبی از بین می برد.»(شیخ صدوق، امالی، ص 131)<br />
اعمال انسان در آخرت<br />
<br />
حقوقی که انسان در دنیا با آن روبروست؛ دو نوع است. حقوقی الهی یا حق الله و حقوق اجتماعی یا حق الناس. حقوق الهی آن دسته از احکامی است که خداوند از انسان، انجام یا ترک آن را خواسته است و حق الناس، آن بایدها و نبایدهایی است که فرد باید نسبت به دارایی های مادی یا معنوی دیگران مراعات کند. برداشتن بدون اجازه ، یا خسارت زدن به اموال دیگران از حقوق مادی و بردن آبرو یا تهمت و غیبت دیگران، از حقوق معنوی است که بر عهده افراد می آید. کم کاری در رعایت حقوق خدا یا حقوق مردم سبب گناه می شود.<br />
افراد باید تا می توانند، توشه ی اعمال صالح خود را سنگین تر کرده و بار گناهان خود را سبک کنند. به علاوه آنکه بخشیدن اعمال صالح به دیگران در روز قیامت سبب حسرتی جبران ناپذیر می شود. پس فرد باید تا می تواند، حق الناسی در آخرت بر عهده نداشته باشد ولی به علت احتیاج به پاداش اخروی، نیازمندی به شفاعت و رفع مشکلات احتمالی ناشی از کم کاری در حق الله و حق الناس، صلوات بهترین توشه و عمل مستحبی برای قیامت است<br />
<br />
امام علی(علیه السلام) در حدیثی گناهان را سه دسته برشمرده و فرموده اند: «أَلَا وَ إِنَ الظُّلْمَ ثَلَاثَهٌ فَظُلْمٌ لَا یُغْفَرُ وَ ظُلْمٌ لَا یُتْرَکُ و ظُلْمٌ مَغْفُور؛ ظلم سه گونه است: نخست ظلمی که بخشیده نمی شود، ظلمی که رها نمی شود و ظلمی که بخشیده می شود.» در ادامه حضرت فرمودند: «ستمی که بخشیده نمی شود شرک به خداست و ستمی که بخشیده می شود ظلم شخص به خود و خدا است اما ستمی که رها نخواهد شد، حقوق مردم است که مجازات در آن شدیدتر از شلاق زدن و زخم شمشیر است.» (غررالحکم، حدیث2398) البته باید توجه داشت که حق الله که خدا می بخشد، نیازمند سببی برای بخشش الهی است و همانطور که از حدیث فهمیده می شود، حق الناس نیز قابل چاره جویی هرچند بسیار سخت است.<br />
صلوات و حق الله<br />
<br />
هر انسانی باید تمام تلاش خود را بکند که حقوق الهی را در دنیا کاملاً ادا کند و اگر حقی از حقوق الهی را ضایع کرده، باید آن را جبران کند. مثلاً نماز و روزه را بخواند و انجام دهد و اگر قضا شد، قضایش را به جا آورد. واجبات مالی خود را (خمس، زکات، کفارات، نذر و ...) را بپردازد و کاملاً خود را برای حسابرسی در آخرت آماده کرده باشد. در این بین اگر کسی ناخواسته حقوقی از حقوق الهی بر عهده اش ماند، با شفاعت و رحمت الهی، خداوند آن حقوق را می بخشد. صلوات نیز ذکری است که سبب جلب رحمت الهی در آخرت شده و موجب بخشیده شدن این نوع کم کاری ها می شود. در حدیثی پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) فرمودند: « أَوْلَی النَّاسِ بِی یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَکْثَرُهُمْ عَلَیَّ صَلَاه» (طبرسی، مکارم الاخلاق،ص312) در این حدیث، صلوات سبب نزدیک شدن فرد به پیامبر در قیامت دانسته شده و از آنجا که ایشان، رحمهً للعالمین است؛ این تقرب موجب جلب رحمت خدا و شفاعت نبوی می شود.<br />
پیامبر اکرم صلوات الله علیه فرمودند: در قیامت نزدیک ترین مردم به من کسی است که بیشتر بر من صلوات بفرستد. (کنز العمال، ج 1، ص 489) و نیز فرمودند: بر من بسیار صلوات بفرستید که صلوات بر من نوری در قبر، نوری در پل صراط و نوری در بهشت خواهد بود. (بحار الانوار، ج 79، ص 64)<br />
صلوات و حق الناس<br />
<br />
از عدالت خداوند دور است که بی سبب افرادی را که به دیگران ظلم کرده اند، آبروی آنان را برده اند و خسارتی به آنان وارد کرده اند را ببخشد. بنابراین انسان باید تا جایی که می توانند در دنیا حقوق دیگران را رعایت کند و اگر از کسی حقی را ضایع کرده، از او حلالیت بطلبد. اگر این خسارت مادی است و فرد مقابل را نمی شناسد باید به اندازه آن، با اجازه مجتهد، صدقه دهد. به هر حال در مقابل حقوق مردم انسان نباید سهل انگاری کند ولی به هر حال ممکن است در این بین حقوقی باشد که فرد ناخواسته دچار آن شده باشد یا حلالیت خواهی بابت آن خطرهای جانی یا آبرویی جبران ناپذیری دارد. در اینگونه موارد به ناچار، حساب و کتاب و جبران آن حقوق به آن دنیا منتقل می شود. یعنی از کارهای خیر و نیک فرد بدهکار کاسته می شود و به حساب فرد طلبکار و مظلوم افزوده شده و به این صورت رضایت وی حاصل می شود. چه بسا هم فرد بدهکار جهنمی شود. در حدیث پیامبر اکرم(صلی الله علیه َوآله) به این موضوع اشاره شده و فرمودند: «انَّه لَیَأتی العَبدُ یَومَ القیامَه و قَد سَرَّته حَسَناتُهُ فَیَجییٌ الرَّجُلُ فیقولُ: یا رَبِّ ظَلَمَنی هذا فَیُوخَذُ مِن حَسَناتِهِ فَیُجعَلُ فی حَسَناتِ الّذی سَألَهُ، فما یَزالُ کذلکَ حتّی ما یَبقی لَهُ حَسَنهٌ، فإذا جاءَ مَن یَسألُهُ نَظَرَ إلی سَیِّئاتِهِ فَجُعِلَت مَع سیّئاتِ الرَّجُلِ، فلا یَزالُ یُستَوفی مِنهُ حتّی یَدخُلَ النارَ؛ در قیامت بنده به سبب کارهای خوبش، در حالی که خوشحال است وارد محشر می شود. ناگهان شخصی از راه می رسد و می گوید: خداوندا! این شخص[در دنیا] به من ظلم کرده است. پس از کارهای نیک او گرفته می شود و به آن مظلوم داده می شود تا جایی که کار خوب و حسنه ای برای بدهکار باقی نمی ماند، ولی هنوز طلبکار راضی نشده و حقش را طلب می کند، آنگاه از گناهان طلبکار برداشته به بدهکار می دهند تا جایی که آن بنده، جهنمی می شود.»(ری شهری، میزان الحکمه، ج6، ص535)<br />
بزرگترین اجرها و بیشترین حسنات در ازای صلوات بر پیامبر به اشخاص اختصاص می یابد. زیرا در حدیثی از امام باقر یا امام صادق(علیهماالسلام) روایت شده: «أَثْقَلُ مَا یُوضَعُ فِی الْمِیزَانِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ الصَّلَاهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِه ؛ سنگین ترین عملی که در روز قیامت در ترازوی عمل بندگان قرار می گیرد، صلوات بر محمد و اهل بیت اوست.» (حمیری، قرب الإسناد، ص14)<br />
بنابراین اگر فردی در قیامت ناچار باشد از ثواب ها و حسناتش برای جبران حقوق مردم، خرج کند؛ بهترین توشه صلوات بر محمد و آل محمد است.<br />
کلام پایانی<br />
<br />
قیامت روز حسرت است؛ زیرا بهشتیان حسرت کم بودن اعمال نیک خود را می خورند و جهنمیان نیز دچار حسرت بهشت اند. بنابراین افراد باید تا می توانند، توشه ی اعمال صالح خود را سنگین تر کرده و بار گناهان خود را سبک کنند. به علاوه آنکه بخشیدن اعمال صالح به دیگران در روز قیامت سبب حسرتی جبران ناپذیر می شود. پس فرد باید تا می تواند، حق الناسی در آخرت بر عهده نداشته باشد ولی به علت احتیاج به پاداش اخروی، نیازمندی به شفاعت و رفع مشکلات احتمالی ناشی از کم کاری در حق الله و حق الناس، صلوات بهترین توشه و عمل مستحبی برای قیامت است. همانطور که پیامبر اکرم صلوات الله علیه فرمودند: در قیامت نزدیک ترین مردم به من کسی است که بیشتر بر من صلوات بفرستد. (کنز العمال، ج 1، ص 489) و نیز فرمودند: بر من بسیار صلوات بفرستید که صلوات بر من نوری در قبر، نوری در پل صراط و نوری در بهشت خواهد بود. (بحار الانوار، ج 79، ص 64)
        تاثیر صلوات در حسابرسی آخرت!
        اسلام که داعیه دار وحدت در میان مردم از هر گروه و مسلکی است بایستی مثال بارزی از این ادعای خویش را نشان دهد. امیرالمومنین علی علیه السلام در تاریخ صدر اسلام از بزرگترین مثال های نمایان این موضوع است.<br />
<br />
وحدت در اسلام یکی از موضوعات اساسی به شمار می رود. خداوند کریم در قرآن بارها به مسئله وحدت اشاره فرموده است. یکی از آیات در مورد وحدت که تقریبا همگان بدان آشنایی دارند، آیه شریفه «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا» است. اسلام از ابتدا به عنوان یک نهاد اجتماعی تلاش کرد تا این موضوع را در میان مردم نهادینه سازی کند.<br />
وحدت از دیدگاه قرآن و سنّت<br />
<br />
کانَ النّاسُ اُمَّهً واحِدَهً فَبَعَتَ اللّهُ النَّبِیّینَ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ وَ اَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النّاسِ فیمَا اخْتَلَفُوا فیهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فیهِ اِلاَّ الَّذینَ اوُتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ بَغْیا بَیْنَهُمْ فَهَدَی اللّهُ الَّذینَ امَنُوا لِمَااخْتَلَفُوا فیهِ مِنَ الْحَقِّ بِاِذْنِهِ وَاللّهُ یَهْدی مَنْ یَشاءُ اِلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ<br />
مردم (در آغاز) یک دسته بودند (و تضادّی در میان آن ها وجود نداشت، به تدریج جوامع وطبقات پدید آمد و اختلافات و تضادّهایی در میان آن ها پیدا شد، در این حال) خداوند پیامبران را برانگیخت تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانی که به سوی حقّ دعوت می کرد، با آن ها نازل نمود تا درمیان مردم در آن چه اختلاف داشتند ، داوری کند . (افراد با ایمان در آن اختلاف نکردند) تنها (گروهی از) کسانی که کتاب را دریافت داشته بودند.(1)<br />
می توان گفت مسلمانان در این که امام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) دارای امتیازهایی است که دیگر مسلمانان فاقد آنند، اتفاق نظر دارند. او در میان مسلمانان تنها کسی است که تربیت دوران کودکیش را شخص پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر عهده گرفت، و بر راه و روش خود پرورش داد. و سپس از میان همگان وی را به برادری خویش انتخاب کرد.<br />
دانشمندان اسلامی یک زبان برآنند که امام (علیه السلام) از همه اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) به کتاب خدا و سنت پیامبرش داناتر و جهاد و فداکاری وی در راه حق از همه بیشتر، و در پند و اندرز و سخنوری از همه بلیغ تر بود. و در اجرای حدود الهی پر شورتر، و در اجرای عدالت و احقاق حق استوارتر، و از لحاظ لذات مادی و زندگی دنیوی از همه پارساتر پود.<br />
و این همه همان صفاتی هستند که خداوند در فرآن مجید، آنها را معیار ارزش و برتری مردم قرار داده است، زیرا خداوند مجاهدان را بر قاعدان غیر مجاهد برتری داده و به صراحت اعلان فرموده است: کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابر نیستند، همان طور که با صدای رسا اعلام فرموده است: گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست.<br />
علمای اسلام در این موارد اختلافی ندارند، زیرا مقام و منزلت دینی و علمی امام (علیه السلام) - بی هیچ گفتگو و بحثی- در اسلام روشن است. آنچه محل اختلاف است، تنها موقعیت سیاسی، دینی امام (علیه السلام) در تاریخ اسلام است. آنان در حالی که اتفاق نظر دارند، او یکی از خلفای راشدین است و با انتخاب توده مردم بر سر کار آمده است. اما از طرفی در این که وی خلیفه برگزیده پیامبر (صلی الله علیه و آله) است، هم عقیده نیستند.<br />
اسلام که داعیه دار وحدت در میان مردم از هر گروه و مسلکی است بایستی مثال بارزی از این ادعای خویش را نشان دهد. امیرالمومنین علی علیه السلام در تاریخ صدر اسلام از بزرگترین مثال های نمایان این موضوع است.<br />
<br />
نقش کلیدی و حیاتی امام علی علیه السلام در طول تاریخ به هیچ عنوان قابل چشم پوشی نمی باشد. اساسا نحوه عملکرد ایشان در مواجهه با موضوع غصب خلافت و یا نحوه تعامل با افراد در زمان خلافت خلفای سه گانه و پس از آن نشان دهنده اوج هوشمندی ایشان در برقراری وحدت میان امت اسلامی است.<br />
وحدت در دوران بیعت<br />
<br />
برای نمونه در مسئله بیعت در غصب خلافت با وجود آنکه حق حیاتی و اساسی امام علی علیه السلام از وی سلب شد اما امام علی علیه السلام ترجیح داد تا با سکوت و تحمل فشار های اطرافیان به وحدت مسلمین لطمه ای وارد نشود و بر این اساس وحدت در میان مردم را حفظ کرد.<br />
موضع پیامبر در روز غدیر مقابل هزاران حج گزار از مردم روستاها و شهرها، قبایل عرب (یا حداقل بعضی از قبایل) را معتقد ساخت که پیامبر رهبری امت را به علی واگذار کرده است.(2)<br />
شاید آنان در واگذاری رهبری به علی به دست پیامبر چیزی را دیدند که موافق با سنتهایشان[از نیاکان] بود که شایسته است نزدیکترین خویشاوند پیامبر (صلی الله علیه و آله) رهبری را به ارث برد. آنان چون دیدند این زمامداری پس از وفات پیامبر تغییر کرد و حکومت جدید برای بعضی ناآشنا نمود. در نتیجه، از پرداخت زکات خودداری کردند و بعضی منکر اسلام شدند، با این اندیشه که هر گاه اصحاب پیامبر از او اطاعت نکنند معنایش این است که اصحاب در دینداری خود جدی نیستند پس، آنان نیز این حق را دارند که به جاهلیت خود برگردند.<br />
موضع مردم در بسیاری از موضوعات بر اساس نحوه خلافت جدید تغییر یافت. چهارچوب بندی امام علی علیه السلام در این دوران و اینکه چگونه میان همگان جمع بندی کند، از دشوارترین و هنرمندانه ترین ابتکارات ایشان بوده است. امام علی (علیه السلام) عقیده داشت که پیامبر وی را پس از خود، سرپرست امور امت قرار داده است و انتخاب پیامبر برای امت الزام آور است. پس، امت مجاز نیست شخص دیگری را برگزیند. اگر امام چنان اعتقادی نداشت به خود اجازه نمی داد تا از انصار یاری بطلبد و از آنان بخواهد که -پس از بیعت کردن- موضع خود را عوض کنند، زیرا بیعت اگر درست باشد، قراردادی است که وفای به آن واجب است و فرزند ابو طالب کسی نبود که مردم را به شکستن عهدی که صحیح می بیند، فرا خواند. امام علی (علیه السلام) همراه همسرش زهرا به در خانه انصار، می رفت، و حضرت زهرا (علیهاالسلام) با التماس از آنان می خواست تا در موضع خود تجدید نظر کنند.(3)<br />
امام هرگز نمی خواست تا بر اساس جنگ طلبی و درگیری حق خویش باز پس بگیرد. لذا تلاش کرد تا با گفتگو و مصالحه این مهم را به ثمر برساند. و این مدت را به سختی پشت سر بگذارد. تا آنجا که فرمود: خداوند با نعمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اسلام، بنی اسماعیل و سایر مسلمانان را متحد و برادر ساخت و پر و بال کرامت خود را بر آن ها گشود؛ نهرهای مواهب خود را به سویشان جاری گرداند؛ و آنان را به نعمت و قدرت و عظمت و عزت رساند؛ و حکومتی پایدار نصیبشان ساخت بطوری که کسی قدرت درهم شکستن نیروی آنان را نداشت. متأسفانه پس از چنین هجرتی باشکوه، مسلمانان به احزاب و فرقه های گوناگون تقسیم شدند».(4)<br />
پی نوشت ها<br />
1.بقره-213<br />
2. امیرالمومنین علیه السلام اسوه وحدت<br />
3. وحدت از دیدگاه قرآن و سنت<br />
4.نهج البلاغه، خطبه
        مثال بارز وحدت
         دفترچه گناهان یک شهید 16 ساله !!!<br />
<br />
در تفحص شهدا ، دفترچه یک شهید 16 ساله که گناهان هر روزش را می نوشت پیدا شد.<br />
<br />
گناهان یک هفته او اینها بود :<br />
<br />
شنبه : بدون وضو خوابیدم .<br />
یکشنبه : خنده بلند در جمع .<br />
دو شنبه : وقتی در بازی گل زدم احساس غرور کردم .<br />
سه شنبه : نماز شب را سریع خواندم .<br />
چهارشنبه : فرمانده در سلام کردن از من پیشی گرفت .<br />
پنجشنبه : ذکر روز را فراموش کردم .<br />
جمعه : تکمیل نکردن 1000 صلوات و بسنده به 700 صلوات .<br />
<br />
راوی که یکی از بچه های تفحص شهدا بوده می نویسد :<br />
دارم فکر می کنم چقدر از یک پسر شانزده ساله کوچکترم...<br />
<br />
ما چی؟؟؟؟؟؟<br />
کجای کاریم؟؟؟!!!!حرفامون شده رساله توجیه المسائل!!<br />
<br />
۱_غیبت...تو روشم میگم<br />
۲_تهمت...همه میگن<br />
۳_دروغ...مصلحتی<br />
۴_رشوه...شیرینی<br />
۵_ماهواره...شبکه های علمی<br />
۶_مال حرام ...پیش سه هزار میلیارد هیچه!<br />
۷_ربا...همه میخورن دیگه<br />
۸_نگاه به نامحرم...یه نظر حلاله<br />
۹_موسیقی حرام....ارامش بخش<br />
۱۰_مجلس حرام... یه شب که هزار شب نمیشه <br />
        دفترچه گناهان یک شهید 16 ساله
          به گوش دل ندا آمد، که یار دلربا آمد به درد ما دوا آمد، رضا آمد، رضاآمد خدا داد آنچه را وعده،‌ بشد در ماه ذیقعده که آمد بهترین بنده، رضا آمد ، رضا آمد    دهه کرامت و ولادت با سعادت حضرت فاطمه معصومه(س) و هشتمین اختر تابناک امامت و ولایت حضرت علی بن موسی الرضا(ع) مبارکباد امام رضا (ع) : کسی که حضرت فاطمه معصومه را زیارت کند پاداش او بهشت است . صلوات خاصه امام رضا(ع) اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی، الامام التقی النقی و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری، الصدیق الشهید، صلاه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک. دهه کرامت یادآور لطیف‌ترین علائق و مهر و وفاهای کم‌نظیر یک خواهر نسبت  به مقام شامخ و معنوی برادر است.  مهر و وفایی که خواهر مهربان و دلداده  را به هجرت وادار نموده و غربت و بیماری و مرگ در فصل جوانی را برای او  آسان کرده است. مهربانی که جز در مورد امام حسین و حضرت زینب  (علیهما‌السلام) سابقه ندارد.             دهه کرامت تداعی کننده عزم و قاطعیت و اراده آهنین زنان بزرگ و بانوان والامقام و گرانقدر جهان می‌باشد. دهه کرامت یادآور زهرا و زینب (سلام‌الله علیهما‌السلام) است.                      دهه کرامت یادآور تمام خوبی‌هاست. و یادآور جمال انسانی ...      دهه کرامت یادآور تحول آفرینی بانوان آسمانی است و این که می‌توانند رهبری دل‌های صدها میلیون مسلمان را در طی اعصار عهده‌دار بشوند. تمام مفاهیم سازنده‌ای که ما در فرهنگ  اسلامی داریم در این دهه تداعی می‌شوند چرا که حرم حضرت معصومه و امام رضا  (علیهماالسلام) کانون دعا و قرآن و نیایش و ... است. امام صادق(ع)پیش از ولادت کریمه آل محمد(ص) فرمود:  خدا را حرمی است و آن مکه است،امیرمؤمنان  را حرمی است و آن کوفه است،و ما اهل بیت را حرمی است و آن قم است.بزودی  بانویی به نام فاطمه از تبار من در آن جا دفن شود که هر کس به زیارتش  بشتابد،بهشت بر او واجب می گردد. بارگاه حضرت معصومه(س) تجلیگاه حضرت زهرا(س)  بر اساس رویای صادقه‏ای که مرحوم آیت الله  مرعشی نجفی(ره) از پدر بزرگوارش مرحوم حاج سیدمحمود مرعشی (متوفای 1338 ه  .)نقل می‏کردند، قبر شریف حضرت معصومه(س)جلوه‏گاه قبر گم شده مادر بزرگوارش  حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها می‏باشد.آن مرحوم در صدد بود که به هر  وسیله‏ای که ممکن باشد، محل دفن‏حضرت زهرا سلام الله علیها را به دست آورد،  به این منظور ختم مجربی را آغاز می‏کند و چهل شب آن را ادامه می‏دهد، تا  درشب چهلم به خدمت‏حضرت باقر و یا حضرت صادق(علیهماالسلام)شرفیاب می‏شود،  امام(ع) به ایشان می‏فرماید: «علیک بکریمه اهل البیت‏» «به دامن کریمه  اهلبیت پناه ‏ببرید.» عرض می‏کند: بلی من هم این ختم را برای این منظور  گرفته‏ام که قبر شریف ‏بی‏بی را دقیقا بدانم و به زیارتش بروم. امام(ع) فرمود: منظور من قبر شریف حضرت  معصومه در قم می‏باشد.سپس ادامه داد: برای مصالحی خداوند اراده فرموده که  محل دفن حضرت فاطمه‏سلام الله علیها همواره مخفی بماند و لذا قبر حضرت  معصومه را تجلیگاه قبر آن حضرت قرار داده است.هر جلال و جبروتی که برای‏  قبر شریف حضرت زهرا مقدر بود خداوند متعال همان جلال و جبروت‏را بر قبر  مطهر حضرت معصومه(س) قرار داده است. عصمت حضرت معصومه(س)  بر اساس روایتی که مرحوم سپهر در «ناسخ‏»  از امام رضا(ع)روایت کرده، لقب «معصومه‏» را به حضرت معصومه، امام هشتم  ‏اعطا کرده‏اند. طبق این روایت امام رضا(ع) فرمود: «من زار المعصومه بقم  کمن زارنی‏» «هرکس حضرت معصومه را در قم زیارت کند، همانند کسی است که مرا  زیارت کرده باشد.» این ‏روایت را مرحوم محلاتی نیز به همین تعبیر نقل کرده  است. با توجه به این که عصمت ‏به چهارده معصوم(علیهم السلام) منحصر نیست،  بلکه همه پیامبران، امامان و فرشتگان معصوم هستند. و علت اشتهار حضرت رسول  اکرم، فاطمه زهرا و امامان(علیهم‏السلام) به «چهارده معصوم‏» آن است که  آنها علاوه بر مصونیت ازگناهان صغیره و کبیره، از «ترک اولی‏» نیز که  منافات با عصمت ‏ندارد، پاک و مبرا بودند. مرحوم مقرم درکتابهای ارزشمند :«العباس‏» و  «علی الاکبر»دلائل عصمت ‏حضرت ابوالفضل و حضرت‏علی‏اکبر(علیهماالسلام) را  بر شمرده‏است. و مرحوم نقدی در کتاب‏«زینب الکبری‏» از عصمت‏حضرت زینب سلام  الله علیها سخن‏گفته است. و مولف «کریمه اهلبیت‏» شواهد عصمت‏حضرت  معصومه(س)را بازگو نموده است. و با توجه به این که حضرت معصومه(س) نام  شریفشان «فاطمه‏»است و در حال حیات به «معصومه‏» ملقب نبودند، تعبیر  امام(ع)دقیقا به معنای اثبات عصمت است، زیرا بر اساس قاعده معروف:«تعلیق  حکم به وصف مشعر بر علیت است‏» دلالت‏حدیث‏شریف برعصمت آن بزرگوار بی‏تردید  خواهد بود. فداها ابوها  آیت الله سید نصر الله مستنبط از کتاب  «کشف اللئالی‏» نقل‏فرموده که روزی عده‏ای از شیعیان وارد مدینه شدند و  پرسشهایی‏داشتند که می‏خواستند از محضر امام کاظم(ع) بپرسند. امام(ع) درسفر  بودند، پرسشهای خود را نوشته به دودمان امامت تقدیم‏نمودند، چون عزم سفر  کردند برای پاسخ پرسشهای خود به منزل‏امام(ع) شرفیاب شدند، امام کاظم(ع)  مراجعت نفرموده بود و آنها امکان توقف نداشتند، از این رو حضرت معصومه(س)  پاسخ آن پرسشها را نوشتند و به آنها تسلیم نمودند، آنها با مسرت فراوان از  مدینه منوره خارج شدند، در بیرون مدینه با امام کاظم(ع) مصادف‏شدند و  داستان خود را برای آن حضرت شرح دادند. هنگامی که امام(ع) پرسشهای آنان و پاسخهای  حضرت معصومه(س) را ملاحظه کردند، سه بار فرمودند: «فداها ابوها» «پدرش به  قربانش باد.» باتوجه به این که‏حضرت معصومه(س) به هنگام دستگیری پدر  بزرگوارش خردسال بود،این داستان از مقام بسیار والا و دانش بسیار گسترده آن  حضرت‏حکایت می‏کند. ذکر حکایتی در جهت شفا یافتن خانمی از یکی از شهرهای جنوبی آمده بودند  به قم و مربوط به حدود 70 سال قبل است. این خانم باردار بوده بعد از مدتی  حس می‌کند که جنین حرکت ندارد. طبیب تشخیص می‌دهد که بچه در شکم مادر مرده  است و نیاز به جراحی دارد. که در آن زمان جراحی اینقدر آسان نبوده و  سختی‌های بسیار داشته است. آن زن و خانواده‌اش خیلی ناراحت شدند و  نمی‌توانستند به جراحی تن بدهند. لذا زن و شوهر به عزم زیارت حضرت امام رضا  (علیه‌السلام) و توسل به ایشان از شهرشان خارج می‌شوند. نتیجه که حضرت معصومه(علیهاالسلام) در  انحصار گروه و افراد خاصی نیست هر کس، در هر جایی مشکلی داشته باشد به اذن  خدا حل آن مشکلات در توان ایشان است. و سرمایه‌ای برای مسلمین و شیعیان  هستند. در مسیر به قم می‌رسند و به زیارت حضرت  معصومه (علیها‌السلام) می‌روند. زن می‌گوید به محض این که وارد صحن شدم حس  کردم جنین در شکم حرکت کرد. بسیار خوشحال می‌شوند و نامه می‌نویسند به  فامیل که ما به مشهد نرفته به برکت قبر منور حضرت معصومه(علیها‌السلام) بچه  حرکت کرد. دهه کرامت بدین گونه نامیده شد که میلاد  حضرت معصومه(س) و برادرش امام رضا(ع)  در ماه ذی القعده واقع شد یعنی روز  اول ذی القعده میلاد حضرت معصومه (س) که روز دختر نیز نامگذاری شده و  دهم  ذی القعده میلاد شمس الشموس ، انیس النفوس ، حضرت امام رضا (ع) است و یکی  ازمهمترین  دلایل آن  عواطف سرشار و محبت ‏زایدالوصفی است که بین این   خواهر و برادر وجود دارد که قلم از ترسیم آن عاجز می باشد و شاهد مثال آن  در یکی از معجزات امام کاظم(ع) که حضرت معصومه نیز نقشی دارد،اتفاق افتاده  است و هنگامی که مرد نصرانی می‏پرسد: «شما که هستید؟» می‏فرماید: «انا  المعصومه اخت الرضا» «من معصومه، خواهر امام رضا(ع)می‏باشم.» این تعبیر از  محبت‏سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش‏امام رضا(ع) و از مباهات او به این  خواهر برادری سرچشمه‏ می‏گیرد.
        دهه کرامت میلاد حضرت فاطمه معصومه (س) و میلادحضرت امام رضا (ع) مبارک
        زیرپا نهادن رسوم مذهبی وقتی رضاخان به قدرت رسید، درصدد فریب مردم برآمد. او با پای پیاده همراه  دسته جات عزاداری حرکت می کرد و در مجالس عزاداری و تکیه ها حاضر می شد و  خود را مقیّد به اصول مذهب نشان می داد. اما بعد از پا گرفتن قدرتش، همه  تلاش خود را در راه زیر پا نهادن رسوم مذهبی به کار بست. او در راه رسیدن  به اهداف شوم و پلید خود، حتی حرم مطهر امام رضا علیه السلام را به خاک و  خون کشید و واقعه مسجد گوهرشاد، نمونه بارز و علنی دشمنی او با اسلام بود. تغییر لباس دستور استعمارگران رضاخان به دستور استعمارگران غربی و به کمک جریان وابسته روشن فکر، تمام  توان خود را در تغییر لباس ملی به کار گرفت و به عنوان لباس متحدالشکل،  مردم را مجبور به تغییر لباس و کلاه نمود و از تمامی قدرت و ابزاری که در  دست داشت،برای این مقصد استفاده کرد. او لباس روحانیت را ممنوع و منوط به  اخذ اجازه نمود. سفر رضاخان به ترکیه، یکی از توطئه های روشن فکران وابسته  بود تا رضاخان تحت تأثیر قرار گیرد و در تغییر ماهیت ملی و اسلامی ایران  تلاش نماید. پیش بینی مخالفت روحانیون در زمان رضاخان، پیش از آن که طرح تغییر لباس و بر سر گذاشتن کلاه شاپو  به مرحله اجرا درآید، برای جلوگیری از مخالفت روحانیان، نخست دولت اعلام  کرد به این دلیل که اشخاص غیر روحانی یا روحانی نمایان، نتوانند از پوشیدن  لباس و عمامه سوء استفاده کنند، باید اشخاصی که به این لباس ملبّس هستند،  از دو نفر از مراجع گواهی بگیرند که آیا برای پوشیدن لباس روحانیت صلاحیت  دارند، یا خیر و مجتهدان نیز شهادت نامه بدهند. سپس روحانیان گواهی را به  وزارت معارف ببرند و اجازه پوشیدن لباس دریافت کنند. دولت بدین ترتیب، در  مورد کسانی که معمّم بودند، سخت گیری هایی نمود. پس از آن، افراد معمّم، یا  در معابر رفت وآمد نمی کردند و در خانه می ماندند، و یا اگر در معابر رفت و  آمد می کردند، گرفتار پلیس می شدند. تأثیر اقتصادی تغییر لباس تأثیر اقتصادی تغییر لباس و کشف حجاب، این بود که زمینه استفاده از لباس  ها، لوازم آرایش و سایر فراورده های ظاهر فریب سرمایه داری فراهم گردید؛  زیرا تا وقتی که مرد و زن ایرانی لباس سنتی خود را می پوشیدند، طبعا مناسب  با آن زیور آلات مصرف می کردند و بیش تر لباس ها و زیور آلات نیز در داخل  کشور تولید می شد و محتاج محصولات غربی نبودند. این موضوع، برای سرمایه  داری غرب غیرقابل تحمل بود. از این رو، با تغییر لباس مردان و زنان به سبک  اروپایی، ایرانیان مجبور شدند تولیدات آن ها را وارد کشور کرده، سپس تهیه و  مصرف کنند. بدین ترتیب، کم کم صنایع داخلی از قبیل کارگاه های نسّاجی  پارچه و شال و نمدمالی و عبابافی و..، چون نمی توانستند با مدهای رنگارنگ  پاریس و لندن و نیویورک مقابله و رقابت کنند، از بین رفتند و سرمایه های  داخلی، به جای تولید، مجبور به واردات شده و سرمایه داران استعماری هم  درآمدهای سرشاری را به جیب زدند. باید صورتا و سنتا غربی شویم رضا شاه بعد از مسافرت ترکیه، در اغلب اوقات، ضمن صحبت از پیشرفت سریع  کشور ترکیه، از تغییر لباس مردان و رفع حجاب خانم ها سخن می گفت و این  مسأله را تشویق می کرد. او یک روز اوایل خرداد 1314، هیأت دولت را احضار  کرد و گفت: «ما باید صورتا و سنتا غربی شویم و باید در قدم اول، کلاه ها  تبدیل به شاپو شود. پس فردا که افتتاح مجلس دوره دوازدهم است، همه باید با  شاپو حاضر شوند و در مجالس باید کلاه را به عادت غربی ها از سر بردارند و  نیز باید شروع به رفع حجاب زن ها نمود. شما وزرا و معاونان باید پیشقدم  شوید». جنبش شیراز، مقدمه قیام مشهد چند ماه قبل از قیام مردم مشهد، یعنی در یکی از شب های جمعه ماه ذی الحجه  سال 1353ق، وزیر معارف مسافرتی به شیراز می کند و به مناسبتی، مجلس جشنی  با حضور قشرهای مختلف مردم برپا می شود. پس از ایراد سخنرانی ها و نمایش،  در خاتمه، عده ای از دوشیزگان بر روی صحنه نمایان می شوند و ناگهان نقاب از  چهره برمی گیرند و ارکستر آهنگ رقص می نوازد و دختران به پای کوبی می  پردازند. در این هنگام، عده ای به عنوان اعتراض از آن جا خارج می شوند. روز  بعد، این خبر مانند بمبی صدا می کند و عده ای از مردم در مسجد وکیل اجتماع  می نمایند. سید حسام الدین فالی که از عالمان و روحانیان با نفوذ شیراز  بود، به منبر می رود و این گونه اعمال را تقبیح و محکوم می کند. خبر جنبش  شیراز و تعطیل بازار به تهران می رسد، به ناچار دستور گرفتاری سید حسام  الدین صادر می شود و او را زندانی می کنند. تغییر لباس، مقدمه کشف حجاب خبر گرفتاری حسام الدین فالی از روحانیان شیراز به حوزه علمیه قم، مشهد و  تبریز می رسد. در تبریز دو مرجع بزرگوار، یکی آیت اللّه سید ابوالحسن  انگجی و دیگری آیت اللّه آقا میرزا صادق، درباره تغییر لباس و کلاه شاپو  اعتراض می کنند. از تهران دستور تعقیب داده می شود که آن دو نفر توقیف و به  سمنان تبعید می گردند. در مشهد هم که دستور تغییر لباس، به همراه خبر جشن  شیراز و گرفتاری فالی و تبعید دو نفر از عالمان تبریز، غوغایی برپا می کند و  مراجع روحانی را سخت ناراحت نموده، جلساتی برای بحث و گفت وگو درباره این  مسایل تشکیل می گردد. در این جلسات، مسأله تغییر لباس مطرح می شود و علما  اظهار عقیده می کنند که دنباله تغییر لباس، به برداشتن حجاب منتهی خواهد شد  و باید با شدت از آن جلوگیری نمود. تغییر لباس پیامد تغییر فرهنگ تغییر لباس، همواره پیامد تغییر یک فرهنگ است و انسان تا با فرهنگ خود  وداع نکند، نمی تواند با لباس خود وداع کند و تا فرهنگ یک قوم را نپذیرد  لباس آنان را به تن نمی کند. درست به همین دلیل است که در احادیث ما آمده است که هر که خود را به  گروهی شبیه سازد، هم از آن گروه به شمار می آید». لباس هر انسان، پرچم کشور  وجود اوست؛ پرچمی است که او بر سر در خانه وجود خود نصب کرده و با آن  اعلام می کند که از کدام فرهنگ پیروی می کند. هم چنان که هر ملتی با  وفاداری و احترام به پرچم خود، اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خود  ابراز می کند، هر انسان نیز مادام که به یک سلسله ارزش ها و بینش ها معتقد و  دل بسته باشد، لباس متناسب با آن ارزش ها و بینش ها را از تن به در نخواهد  کرد. گرد همایی مردم در مسجد گوهرشاد مسجد گوهرشاد، محل اجتماع و سخنرانی بر ضد لباس بیگانه و اسلام زدایی شده  بود. با بازداشت برخی از عالمان مبارز، اجتماعات وسیع تر گردیده و لحن  سخنرانان آتشین تر و شعار مردم تندتر شده بود. از مرکز به شهربانی مشهد  دستور داده شد که واعظان معروف شهر را دستگیر کنند. اما گردهمایی فزاینده  مردم در مسجد گوهرشاد برای شنیدن سخنان واعظان و روحانیان، بیش تر شد. علما  و مجتهدان در منزل یکی از مراجع اجتماع کرده و تصمیم گرفتند که تلگرافی به  شاه مخابره و او را از اقدامات ضد دینی اش منصرف سازند. این تلگراف به  امضای هشت تن از علمای متعهد ارسال گردید. سپس خطبای معروف و مشهور چون شیخ  مهدی واعظ خراسانی، شیخ عباس علی محقق و شیخ بهلول در مسجد گوهرشاد به  منبر رفتند و مردم را بیش از پیش آگاه ساختند. حمله به مسجد گوهرشاد صبح جمعه 20 تیر سال 1314، قزّاقان رضاخان برای متفرق ساختن مردم وارد  عمل شدند و بی محابا به روی مردم تیراندازی کردند و در این ماجرا، حدود یک  صد نفر کشته و زخمی شدند. اما مردم متفرق نگشتند و مقاومت کردند. پس از این  هجوم، مردم از اطراف با ابزاری از قبیل داس، بیل و چوب و... به طرف مسجد  سرازیر شدند. مسجد گوهرشاد لبریز از جمعیت گردید. روحانیان به ترتیب بر  بالای منبر حضرت صاحب الزمان(عج) قرار گرفتند و به سخنرانی پرداختند. روز  شنبه 21 تیرماه در مسجد؛ شعارهای ضد سلطنت و ضد حجاب زدایی داده می شد و  مسجد یک پارچه سرود مقاومت سر داده بود. وحشت مقامات دولتی را فرا گرفت.  سرانجام رضاشاه دستور داد که همه را دستگیر و مجازات نمایند. سران شهربانی و  آگاهی، نیروهای خویش را هماهنگ کرده، قرار گذاشتند پس از نیمه شب، تهاجم  خود را آغاز نمایند. قزّاقان نیز از قبل در نقاط حسّاس شهر و اطراف مسجد  گوهرشاد مستقر شدند و مسلسل های سنگین را بر بام های مشرف به مسجد کار  گذاشتند. حیله اسدی، نائب التولیه آستان قدس رضوی قزّاقان و نیروهای شهربانی و آگاهی که در اطراف مسجد و نقاط حساس شهر  مشهد مستقر شده بودند، شایع کردند که برای حفاظت از بانک ها آمده اند.  اسدی، نایب التولیه رضاشاه، از نقشه کشتار مطلع شد و چون می دانست که  مجتهدان هم در مسجد هستند، درصدد برآمد که آن ها را از آن جا خارج کند. از  این رو، به دروغ پیغام فرستاد که تلگراف شما را اعلی حضرت همایونی پاسخ  گفته، تشریف بیاورید برای مذاکره و با این حیله مجتهدان را از کشیک خانه به  مسجد دارالتولیه کشاند. او می دانست اگر مجتهدان و عالمان طراز اول در این  حمله و یورش کشته شوند، خراسان یک پارچه آتش خواهد شد و این آتش، گسترش  خواهد یافت و دیگر به هیچ روی نمی توان از آن جلوگیری کرد. پس با این حیله  علما را از مسجد خارج ساخت. فتح مسجد گوهرشاد پاسی از نیمه های شب دوازدهم ربیع الثانی گذشته بود که صدای غرش مسلسل  های قزّاقان، حرم مطهر امام رضا علیه السلام را به لرزه انداخت و سربازان  شاه، به فرماندهی سرلشکر ایرج مطبوعی، برای فتح مسجد گوهرشاد به حرکت  درآمد. عده ای از مأموران مخفی رژیم، پیش تر وارد مسجد شده بودند و قرار  بود آن ها از داخل وارد عمل شده و راه را برای ورود نیروهای رضاخان به داخل  مسجد هموار کنند و چنین شد. دژخیمان اسلحه به دست، پا به درون خانه خدا  گذاشتند و همه مسجدیان را از دم تیغ گذراندند. توقیف علما و روحانیان از روز یکشنبه 22 تیر، دولت به توقیف و بازداشت علما و روحانیان مشهد  اقدام نمود وعده ای از علما را توقیف کرد و عده ای از آن ها هم مخفی شدند.  از جمله توقیف شدگان، آیت اللّه سید یونس اردبیلی و آقازاده، فرزند آخوند  ملامحمد کاظم بودند. بیش از سی نفر از عالمان و واعظان را دستگیر کردند و  شهر تقریبا حالت حکومت نظامی به خود گرفته و ورود و خروج اشخاص به شهر،  مستلزم داشتن جواز بود. ماموران برای دستگیری شیخ بهلول جایزه تعیین کرده  بودند. پس از رفع غائله، اداره شهربانی برای پیدا کردن عاملان واقعه دست به  کار شد و عده ای تحت بازجویی قرار گرفتند و در نتیجه، اسدی، نائب التولیه  آستان قدس هم که یکی از محرکان معرفی شد، بلافاصله دستگیر شد و تحت محاکمه  قرار گرفت و در دادگاه نظامی به اعدام محکوم گردید. اهانت به آستان قدس رضوی کشتار دسته جمعی مردم مشهد و دستیگری و محاکمه عده ای از علما و محکوم  کردن جمعی در دادگاه های نظامی و صدور مجازات های سنگین و حکم اعدام برای  عده ای، رفته رفته در کشور موجب گفت وگوها و ابراز نارضایتی هایی گردید و  مردم در مورد دیانت رضاخان دچار تردید شدند؛ زیرا مردم آن چه در صحن حضرت  رضا دیده بودند، برای یکدیگر بازگو کرده و این همه قساوت و خون ریزی را  تقبیح می کردند؛ چرا که نظامیان، حرمت آستان قدس رضوی را رعایت نکرده و در  این مکان مقدس، خون هزاران بی گناه را بر زمین ریخته بودند. سخن رهبر کبیر انقلاب رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی رحمه الله در خصوص تغییر لباس و کلاه  چنین بیان داشتند: «... آن هایی که این قدر قوه تمیز ندارند که کلاه لگنی  را که پس مانده درندگان اروپاست، ترقی کشور می دانند، با آن ها حرفی نداریم  که آن ها از ما سخن خردمندانه را بپذیرند و عقل و هوش و حس آن ها را اجانب  دزدیده اند... . آن روز که کلاه پهلوی سر آن ها گذاشتند، همه می گفتند:  مملکت باید شعار ملی داشته باشد، استقلال در پوشش دلیل استقلال مملکت و  حافظ آن است. چند روز بعد، کلاه لگنی [شاپو] گذاشتند سر آن ها، یک دفعه حرف  ها عوض شد. گفتند: ما با اجانب مراوده داریم. باید همه هم شکل باشیم تا در  جهان با عظمت باشیم. مملکتی که با کلاه عظمت برای خود درست می کند یا  برایش درست می کنند، هر روزی کلاهش را ربودند، عظمتش را هم می برند». قیام مسجد گوهرشاد، نقطه اوج مبارزات قیام مسجد گوهرشاد و کشته شدن هزاران نفر از مردم و روحانیت و تبعید و  زندانی شدن جمع بسیاری از آن ها، نقطه اوج مبارزه های بر ضد رضاخان بود و  از آن واقعه جان گداز تا سقوط پهلوی اول و دوم، این مبارزه هم چنان ادامه  داشت تا این که خداوند متعال، پاداش این مبارزات و از جان گذشتگی ها را،  پیروزی انقلاب اسلامی، که از بزرگ ترین انقلاب های تاریخ است، قرارداد و  این ملت را به نعمت استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی آراسته و مفتخر ساخت و  عظمت اسلام را زنده نمود و آن را مقدمه ای برای ظهور و قیام شمشیر انتقام  گیری و عدالت فراگیر و نابودی بت های گسترده عالم گیر، حضرت مهدی موعود(عج)  قرار داد.
        علت نامگذاری 21 تیر ماه بعنوان روز حجاب و عفاف
          ولادت و نامگذاری امام حسن مجتبی (ع)   در روایات متعددی ولادت با سعادت آن حضرت را در شب نیمه ماه مبارک رمضان ذکر شده است و این قول مشهور است. چون امام حسن (ع) متولد شد، حضرت فاطمه زهرا به، پدرش علی (ع) عرض کرد:  نامی برای او بگذار؛ علی (ع) فرمود: من در نام گذاری بر این کودک بر رسول  خدا (ص) پیشی نمی گیرم. چون رسول خدا (ص) آمدند،، و آن کودک را در پارچه  زردی پیچیده ، به نزد آن حضرت بردند. حضرت فرمود: مگر من به شما نگفته بودم  که او را در پارچه زرد نپیچید؟ سپس آن پارچه را به کنار زد و پارچه سفیدی  گرفته و کودک را در آن پیچید، آنگاه رو به علی (ع) کرده فرموده : آیا او را  نامگذاری کرده ای؟  عرض کرد: من در نامگذاری وی به شما پیشی نمی گرفتم! رسول خدا (ص) فرمود : من هم در نامگذاری وی بر خدا سبقت نمی جویم ! در این وقت خدای تبارک و تعالی به جبرئیل وحی فرمود که برای محمد پسری  متولد شده ، به نزد وی برو سلامش برسان و تبریک و تهنیت گوی وبه وی بگو :  براستی که علی نزد تو به منزله هارون است نزد موسی ، پس او را به نام پسرها  هارون نام بگذار! جبرئیل از آسمان فرود آمد و از سوی خدای تعالی به حضرت رسول اکرم (ص)  تهنیت گفت و سپس اظهار داشت: خدای تبارک و تعالی تو را مامور کرده که او را  به نام پسر هارون نام گذاری. رسول خدا (ص) پرسید: نام پسر هارون چیست؟ عرض  کرد: « شَبَر» فرمو: زبان من عربی است؟  عرض کرد: نامش را « حَسَن» بگذار ،  و رسول خدا(ص) او حَسَن نامید. طبری در کتاب ذخائر العقبی روایت کرده، این گونه است که عمران بن سلیمان گفته: «الحسن و الحسین اسمان من اسماء اهل الجنه، ما سمیت‏بهما فی الجاهلیه‏» (حسن و حسین دو نام از نامهای اهل بهشت است که در زمان جاهلیت‏سابقه نداشته است.)
        ولادت باسعادت کریم اهل بیت، امام حسن مجتبی(علیه السلام) مبارک
    وزارت ورزش و جوانان
    مجموع بازدیدها : 1,004,351
    تعداد بازدید امروز : 6,312
    تعداد بازدید دیروز : 7,049
    آخرین به روزرسانی : 1395/10/29
    کلیه حقوق متعلق به وزارت ورزش و جوانان می باشد.