• وزارت ورزش و جوانان
    وزارت ورزش و جوانان
       
      •  
      • فهرست سخن روز
        استفتائات<br />
استفاده از پودر ژلاتین<br />
<br />
س. استفاده از پودر ژلاتین که عموما از خارج کشور وارد می شود چه حکمی دارد؟<br />
<br />
ج. حلیت و حرمت ژلاتین دایرمدار موادی است که از آنها تهیه می شود؛ ژلاتین گیاهی حلال است و ژلاتین تهیه شده از استخوان حیوان های حلال گوشت که ذبح شرعی نشده اند حلال است و اما ژلاتین تهیه شده از پوست حیوان حلال گوشت که ذبح شرعی نشده، نجس و حرام است و ژلاتین تهیه شده از اجزای حیوانات حرام گوشت حرامند؛ و در هر صورت اگر ژلاتین دارای قسم حلال و حرام باشد و شما ندانید آنچه می خواهید بخورید از کدام قسم می باشد، محکوم به حلیت است.<br />
 <br />
شک در تعداد سجده<br />
<br />
س. کسی شک میکند که این سجده ای که الآن رفت ، سجده اول او بوده یا دوم، وظیفه او چیست؟<br />
<br />
ج. اگر بعد از سجده و قبل از تشهد یا قبل از قیام رکعت بعد، شک کند که یک سجده انجام داده یا دو سجده، باید یک سجده دیگر انجام دهد.<br />
 <br />
خوردن و آشامیدن در ظرف طلا و نقره<br />
<br />
س. آیا می شود از ظرف طلا و نقره در امر خوردن و آشامیدن استفاده کرد؟<br />
<br />
ج. خوردن و آشامیدن در ظرفی که از طلا یا نقره ساخته شده، حرام است. لیکن نگهداشتن آن یا استفاده‌های دیگر از آن ـ غیر از خوردن وآشامیدن ـ حرام نیست.<br />
<br />
بنا مسافری که نمی‌دانسته اصلا نماز مسافر شکسته است، و لذا نماز را تمام خوانده، نماز او صحیح است. و مسافری که می‌داند نماز مسافر شکسته است، اگر بعضی از خصوصیات را نداند (مثلًا نداند که در سفر هشت فرسخی باید نماز را شکسته بخواند) و نماز را تمام بخواندبر احتیاط واجب نماز را به صورت شکسته بخواند و اگر وقت آن گذشته آن را قضا کند<br />
پرداخت صدقه مستحبی به سادات<br />
<br />
س. آیا صدقه مستحبی به سادات می رسد؟<br />
<br />
ج. دادن صدقه مستحبی به سادات اشکال ندارد.<br />
 <br />
شرایط پرداخت رد مظالم به فقیر<br />
<br />
س. آیا برای پرداخت رد مظالم به فقیر، شرط خاصی مثل فقیری که زکات به او تعلق می گیرد، وجود دارد؟ مانند اهل گناه و معصیت نبودن فقیر.<br />
<br />
ج. باید همان شرایط فقیر در مستحقین زکات را داشته باشد.<br />
<br />
 <br />
نگاه به زنان معلول ذهنی<br />
<br />
س. حکم نگاه به زنان عقب افتاده ذهنی که پوشش کافی و کامل ندارند را بیان فرمایید؟<br />
<br />
ج. در نگاه به اجنبیه فرقی بین زنان مذکور و زنان دیگر نیست.<br />
 <br />
متوجه کردن نمازگزار به اشتباهش در نماز<br />
<br />
س. اگر کسی نماز خود را اشتباه بخواند آیا لازم است به او اطلاع بدهیم؟<br />
<br />
ج. در این مورد چیزی بر شما واجب نیست؛ مگر این که اشتباه ناشی از جهل او به حکم باشد که در این صورت ارشاد و راهنمایی وی واجب است.<br />
 <br />
تکرار اذکار نماز<br />
<br />
س. تکرار اذکار در چه صورتی باعث بطلان نماز می‌شود؟<br />
<br />
ج. تکرار اذکار نماز اگر به حدّ وسواس برسد، بنا بر احتیاط واجب نماز را باطل می‌کند.<br />
 <br />
خرید کالاهای شانسی<br />
<br />
س. آیا خریدن کالاهای شانسی جایز است؟<br />
<br />
ج. اگر آنچه را می خرید مجهول باشد، معامله باطل است؛ بله اگر بدانید چیز معلومی را می خرید، و جایزه برایتان مجهول است اشکال ندارد.<br />
<br />
 <br />
فروش مواد غذایی حرام<br />
<br />
س. فروش غذاهایی که حاوی خرچنگ، صدف و ماهی‌های بدون فلس است به غیر مسلمانان چه حکمی دارد؟<br />
<br />
ج. فروش آن دسته از مواد غذایی که خوردن آن حرام می‌باشد، حرام و باطل است و پول و درآمد حاصل از آنها نیز حرام می‌باشد؛ هر چند خریدار آنها را حلال بداند.<br />
 <br />
عدم تخلیه ملک اجاره‌ای در موعد مقرر<br />
<br />
س. اگر کسی ملکی را اجاره کرد و پس از مدت تعیین شده تخلیه نکرد، چه حکمی دارد؟<br />
<br />
ج. بدون اجازه مالک، بعد از مدّت اجاره، حکم غصب را دارد.<br />
<br />
اگر آنچه را می خرید مجهول باشد، معامله باطل است؛ بله اگر بدانید چیز معلومی را می خرید، و جایزه برایتان مجهول است اشکال ندارد<br />
. <br />
خرید و فروش کالای قاچاق<br />
<br />
س. حکم خرید و فروش کالای قاچاق چیست؟<br />
<br />
ج. پدیده قاچاق و قاچاق فروشی ، ضربه به اقتصاد و هویّت ملی کشور است و از لحاظ شرعی، حرام است.<br />
<br />
 وظیفه کسی که نماز شکسته را تمام و یا بالعکس خوانده<br />
<br />
س. شخصی اشتباها بر اثر جهل به موضوع یا ندانستن حکم نمازهای قصرش را مدتی تمام می خوانده یا بالعکس وظیفه او در این مورد چیست؟<br />
<br />
ج. ، بنا مسافری که نمی‌دانسته اصلا نماز مسافر شکسته است، و لذا نماز را تمام خوانده، نماز او صحیح است. و مسافری که می‌داند نماز مسافر شکسته است، اگر بعضی از خصوصیات را نداند (مثلًا نداند که در سفر هشت فرسخی باید نماز را شکسته بخواند) و نماز را تمام بخواندبر احتیاط واجب نماز را به صورت شکسته بخواند و اگر وقت آن گذشته آن را قضا کند. و کسی که باید نماز خود را تمام بخواند، اگر آن را شکسته بجا آورد، در هر صورت نمازش باطل است.<br />
<br />
 <br />
گفتن «الحمدلله رب العالمین» بعد از قرائت حمد<br />
<br />
س. آیا گفتن «الحمدلله رب العالمین» بعد از قرائت حمد توسط امام جماعت جایز و مستحب است؟<br />
<br />
ج. استحباب گفتن (الحمد لله) در پایان سوره حمد مختص به کسی است که سوره حمد را قرائت نموده - خواه امام باشد، در جماعت و یا فرادا می‌خواند - و یا اینکه (مأموم) آن راشنیده است.<br />
تئاتر و سینما<br />
س 1220: پوشیدن لباس زنانه توسط مردان و برعکس، برای بازی در تئاتر و سینما چه حکمی دارد؟ تقلید صدای مردان توسط زنان و برعکس چه حکمی دارد؟<br />
<br />
ج: پوشیدن لباس جنس مخالف و تقلید صدای او هنگام بازیگری و بیان خصوصیات یک شخص حقیقی، اگر سبب فساد نگردد، بعید نیست که جایز باشد.<br />
س 1221: استفاده زنان از انواع کرم و لوازم آرایش در تئاترها و نمایش‏هایی که توسط مردان هم دیده می‏شوند، چه حکمی دارد؟<br />
<br />
ج: اگر آرایش توسط خود آنان یا زنان و یا یکی از محارم ایشان صورت بگیرد و فسادی هم بر آن مترتّب نشود، اشکال ندارد و در غیر این صورت جایز نیست. البته صورت آرایش شده باید از نامحرم پوشانده شود.<br />
س: اینجانب در مجموعه‌های نمایشی تلویزیون و سینمایی برای نمایش‌دادن و به‌ظهور رساندن شخصیت‌های غالباً منفی به اجبار و استلزام، باید محاسن خود را از ته و با تیغ و یا غیره بتراشم، حکم لازم را مرقوم فرمایید.<br />
<br />
ج) اگر عنوان تراشیدن ریش بر آن صدق کند، بنابر احتیاط حرام است، ولی اگر کار هنری شما، نیاز ضروری جامعه اسلامی محسوب شود، مبادرت به تراشیدن ریش به مقدار آن ضرورت، اشکال ندارد. <br />
منابع:<br />
دفتر حفظ و نشر آثار آیت الله العظمی خامنه ای<br />
پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری
        استفتائات جدید در بهمن ماه 95 از مقام معظم رهبری
        روز شهادت زهرای اطهر است<br />
عالم پر از مصیبت و دل ها مکدّر است<br />
خشکیده چون نهال برومند عمر او<br />
چشم جهانیان همه از اشکِ غم ، تر است<br />
<br />
شهادت بانوی دو عالم ، امّ ابیها حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها بر عموم مسلمانان تسلیت باد
        شهادت بانوی دو عالم ، امّ ابیها حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیها بر عموم مسلمانان تسلیت باد
        دهه فجر بر فجرآفرینان گرامی باد
        دهه فجر بر فجرآفرینان ولایتمدار گرامی باد
        واکنش اهالی فرهنگ و ادب به حماسه جان فشانی آتش نشان ها<br />
<br />
عروج قهرمانان از پلاسکو تا بهشت<br />
<br />
فراتر از مشتی آهن و آوار که از حادثه آتش سوزی و فرو ریختن ساختمان پلاسکو باقی مانده، رشادت و ایثار جانفشانانی است که در لباس کار و خلعتی بهشتی مردانه به استقبال آتش رفتند. شهادت جمعی از مردان فداکار این سرزمین باعث شد که برخی از شاعران و نویسندگان دست به قلم برند و ابیاتی در رثای آنان و حماسه جاودانه شان بسرایند. در ادامه بخشی از این حماسه نگاری منتشر می شود:<br />
<br />
شعر هادی خورشاهیان در واکنش به فداکاری‌های آتش‌نشانان در حادثه آتش‌سوزی و فروریختن ساختمان پلاسکو<br />
<br />
پیچیده مادر در کفن امروز، آتش‌نشانان رشیدش را<br />
<br />
آتش‌نشانان سپیدش را، آتش‌نشانان شهیدش را<br />
<br />
این بار اول نیست این مادر، دارد بر این تابوت می‌گرید<br />
<br />
می‌موید و با اشک می‌شوید، اسطوره‌های روسفیدش را<br />
<br />
این بار آخر نیست، این مادر، یک بار دیگر نیز خواهد سوخت<br />
<br />
وقتی خبر می آوَرَد آتش، داغ عقابان جدیدش را<br />
<br />
مادر، وطن، امروز می‌شوید، با گریه از این سنگ‌ها خون را<br />
<br />
این چشم‌ها با گریه می‌جویند، فرزندهای ناپدیدش را<br />
<br />
زانو زده در کوچه‌ سنگی، می‌لرزد این زانوی تاخورده<br />
<br />
از دست پیر خود رها کرده‌ست، ساک قدیمی خریدش را<br />
<br />
آتش‌نشانش تا همین امروز، در کوچه خاک پای مادر بود<br />
<br />
دائم به این مادر کمک می‌کرد، تا سفره می‌آورد عیدش را<br />
<br />
یک چشم مادر اشک و آن چشمش، خون است و آتش در رگان اوست<br />
<br />
گم کرده مادر پشت در انگار، فرزند خوبش را، کلیدش را<br />
<br />
علیرضا قزوه<br />
<br />
در این امتحان بذل جان را ببینید<br />
<br />
گل افشانی ارغوان را ببینید<br />
<br />
فرو ریخت دل های عشاق، افسوس<br />
<br />
شکست دل و استخوان را ببینید<br />
<br />
ندیدید اگر درد پیدای ما را<br />
<br />
کنون داغ های نهان را ببینید<br />
<br />
بجز جامه ی شعله بر تن نکردند<br />
<br />
دلیران، یلان، عاشقان را ببینید<br />
<br />
شب حمله بر خصم دون را که دیدید<br />
<br />
دوباره شب امتحان را ببینید<br />
<br />
اگر شور غواص ها را ندیدید<br />
<br />
شهیدان آتش نشان را ببینید<br />
<br />
 <br />
<br />
علی محمد مودب<br />
<br />
سوختی تا خانه ما را نسوزاند غمی <br />
<br />
بر مزارت اشکهای عاشقان فانوس هاست <br />
<br />
زیستی در شعله ها و پر زدی با شعله ها <br />
<br />
زندگی با مرگ، شرح غیرت ققنوس هاست<br />
<br />
 <br />
<br />
میلاد عرفان‌پور<br />
<br />
طلوع ناگهان ها, زیر آوار<br />
<br />
غروب قهرمان ها , زیر آوار<br />
<br />
کماکان می تپد با عشق مردم<br />
<br />
دل  آتشنشان ها زیر آوار<br />
<br />
 <br />
<br />
امید مهدی نژاد<br />
<br />
آغشته به شب پیِ سحر می‌گردد<br />
<br />
آهی‌ست، به‌دنبال اثر می‌گردد<br />
<br />
شادی رفته‌ست تا بیاید، خیر است<br />
<br />
غم می‌رود و نرفته برمی‌گردد...<br />
<br />
 <br />
<br />
عبدالجبار کاکایی<br />
<br />
ای وطن چه نالم  از جفای دیرین<br />
<br />
غصه ی تو شادیست ،  تلخی تو شیرین<br />
<br />
اخم تو ، تبسم ، زخم تو ، ترنم<br />
<br />
خنده ی تو گریه ست ، گریه ی تو تسکین<br />
<br />
بال های رَسته  ، سالهای خسته<br />
<br />
کشته های بی مرز ، داغهای سنگین<br />
<br />
از شهید غربت ، یاد کن که هر شب<br />
<br />
بی مزار و تنها ، سر نهد به بالین<br />
<br />
باد بی ترحم  زد به برگ و باری<br />
<br />
چند شاخه افتاد ، چند برگ زرین<br />
<br />
لاله های سرخند گرچه طعمه ی خاک<br />
<br />
میوه های باغند،  گرچه پشت پرچین<br />
<br />
تا تویی کنارم  ، کوه استوارم<br />
<br />
دست بر ندارم  ، از دعا و آمین<br />
<br />
 <br />
<br />
سعید بیابانکی<br />
<br />
شب آمد شب ماتم دیگری<br />
<br />
سراغ من آمد غم دیگری<br />
<br />
تلنبار شد در دل تنگ من<br />
<br />
غم دیگری ماتم دیگری<br />
<br />
میندازم ای موج چون صخره ها<br />
<br />
به دامان نامحرم دیگری<br />
<br />
بزن سیلی آبداری به من<br />
<br />
بزن سیلی محکم دیگری<br />
<br />
مرا زیرو رو کردی و ساختی<br />
<br />
از آوار هایم بم دیگری<br />
<br />
لگد کوب غم کن مرا و بساز<br />
<br />
ز من چشمه زمزم دیگری<br />
<br />
من از عالم دیگری آمدم<br />
<br />
بنا می کنم عالم دیگری....<br />
<br />
 <br />
<br />
محمد رضا وحیدزاده<br />
<br />
جان بر کف و دل میان آتش داری<br />
<br />
چون آتش خاطری مشوش داری<br />
<br />
در قحطی غیرت آبروی شهری  <br />
<br />
بگذر که تبار از سیاوش داری
        عروج قهرمانان از پلاسکو تا بهشت
        در حقیقت فکر تشکیل «شورای سلطنت» ناشی از نگرانی جدی شاه از انقراض سلسله شاهنشاهی بود. شورای سلطنت در آخرین روزهای حکومت پهلوی ، با پیشنهاد علی امینی و به دستور محمدرضا پهلوی با هدف ادارهٔ موقت کشور روز ۲۳ دی ۱۳۵۷ تشکیل شد اما ...<br />
نفس های آخر یک حکومت<br />
محمدرضاپهلوی یک دیکتاتور مدرن<br />
<br />
محمدرضا شاه پهلوی به عنوان یکی از دیکتاتورهای مدرن در سده اخیر و مانند بسیاری از آنها، پس از مشاهده مخالفتهای گسترده علیه حکومت خود دست به اقدامات متناقضی زد. دامن این اقدامات را می‌توان از فضای باز سیاسی تا سرکوب مخالفین متغیر دانست. با این حال با گسترش اعتراضات در دی‌ماه 57، او امکان استقرار نظام پهلوی را بسیار ناچیز دید و آخرین تلاش خود را پیش از فرار از ایران در تأسیس شورای سلطنت به کار گماشت تا بدین وسیله امکان ماندگاری حکومت پهلوی را افزایش دهد. هرچند این تلاش روند انقلاب را بیش از پیش تسریع کرد.<br />
تشکیل شورای سلطنت<br />
<br />
با این حال، محمدرضا شاه در آن برهه به شدت با طرح امینی مخالفت کرد و عملا این طرح را خطر جدی در مقابل قدرت تامه خود می‌دانست. مقاومت شاه در مقابل تشکیل شورای سلطنت فقط چندماه به طول انجامید و در نیمه اول دی‌ماه سال 57 و درست چند روز قبل از فرار از ایران، وی با تشکیل این شورا موافقت کرد و اداره کشور را به این شورا واگذار نمود.<br />
<br />
اگرچه شورای سلطنت در روز 23 دی‌ماه سال 57 تشکیل شد ولی به نظر می‌رسد زمزمه‌های تأسیس آن به دوران نخست وزیری شریف امامی یعنی شهریور همان سال برمی‌گردد. علی امینی به عنوان نخستین کسی که به ادامه حکومت پهلوی با شک می‌نگریست و حفظ این ساختار را نیازمند تغییرات در بنیادی‌ترین قسمت این حکومت یعنی دربار پهلوی به عنوان مرکز فرماندهی و حکمرانی می‌دانست، پیشنهاد تشکیل شورای سلطنت و توجّه به نظر شورا را برای استمرار حکومت پهلوی بسیار ضروری می‌دانست. علی امینی در آن برهه بر این باور بود که با استفاده از افراد خوشنام در شورای سلطنت، می‌توان تا اندازه زیادی موجب کاهش اعتراضات شد و هم اینکه بدین ترتیب به تدریج شرایط برای تقسیم قدرت در ساختار سیاسی حکومت پهلوی به وجود آید.<br />
<br />
شاه امیدوار بود با انتخاب افرادی در شورای سلطنت که تمایلات بیشتری به مردم دارند، موجبات استمرار حکومت خود را فراهم سازد و به وسیله این افراد امکان مذاکره با معترضین به شیوه مناسبتری فراهم آید تا با اعطای امتیازات مناسب به مخالفان، ادامه حکومت پهلوی میسر شود، از این رو تأسیس این شورا درست دو روز پس از تأسیس شورای انقلاب با دستور حضرت امام خمینی  و با ریاست شهید مطهّری رخ داد تا بدین‌وسیله امکان مذاکره سریع با مخالفین تحقق یابد. وظایفی که شاه در اختیار شورا قرار داده بود تنها در مذاکره با معترضین خلاصه نمی‌شد، وی با اعطای اختیارات کامل به شورای سلطنت و تأکید بر آرام کردن شرایط از شورا خواست تا در کنار اداره کشور، با دادن امتیازات مناسبی به مردم، اینچنین وانمود کنند که دربار و در رأس آن شاه قصد دارد روند حکومت خود را تغییر داده و در این راستا با تأسیس شورای سلطنت، موجبات انتقال قدرت به نخست وزیر و هیأت دولت را فراهم آورد.<br />
اعضای شورای سلطنت به قرار ذیل بودند:<br />
<br />
شاهپور بختیار(نخست وزیر)، دکتر محمد سجادی(رییس مجلس سنا )، دکتر جواد سعید(رییس مجلس شورای ملی)، علیقلی اردلان (وزیر دربار شاهنشاهی )، عبدالله انتظام (رییس هیأت مدیره و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران )، ارتشبد قره‌باغی(رییس ستاد ارتش )، دکتر علی آبادی (دادستان سابق )، محمد علی وارسته(وزیر دارایی اسبق) و سید جلال‌الدین تهرانی(سناتور سابق).<br />
<br />
شاه که تلاش کرد در انتخاب اعضای شورای سلطنت نهایت دقت را انجام دهد تا حمایت و رضایت مردم را به دست آورد، در انتخاب رئیس و دیگر سمتهای شورا نیز همین مسیر را طی نمود. وی پس از بررسیها بر آن شد تا ریاست شورای سلطنت را به سید جلال‌الدین تهرانی واگذار نماید. در ۲۶ دی۱۳۵۷ در جلسه شورای سلطنت که در حضور شاه تشکیل شد تهرانی به ریاست این شورا انتخاب شد. این انتخاب از آن رو صورت گرفت که وی علاوه بر فعالیّت گسترده در سطوح مختلف سیاسی کشور، رابطه بسیار عمیقی با روحانیون و علما نیز داشت تا جایی که در سال ۱۳۰۷ در جریان دستگیری سیدحسن مدرس، همراه او بود. این انتخاب می‌توانست فرصت مناسبی در اختیار محمدرضا شاه قرار دهد تا به واسطه خوشنامی نسبی تهرانی در میان علما و مردم، تفکر نابودی و سقوط حکومت پهلوی در میان معترضین از بین رود.<br />
<br />
یکی از مهمترین مشکلات شورای سلطنت ناهماهنگی دولتمردان پهلوی با آن بود. من جمله شخص بختیار با شاه هماهنگ نبود و از همان ابتدا علاقه‌ای به برقراری جلسات منظم شورای سلطنت نداشت. وی در تلاش بود از فرصت استفاده کرده و با جلب نظر مخالفان خود را به عنوان حکمران جدید ایران معرفی کند.<br />
<br />
در کنار نیروهای داخلی، قدرتهای تأثیرگذار جهانی نیز برای شورای سلطنت وظایفی‌ در چارچوب منافع خود در نظر گرفته بودند. کارتر به عنوان رئیس جمهور آمریکا به دنبال این بود در صورتی که شورا در آشتی دادن شاه و امام خمینی (ره) شکست بخورد، زمینه را برای انتقال آرام قدرت از نظام سلطنتی به حاکمیت جدید آنگونه که مدنظر آنها باشد، فراهم نماید.<br />
دلایل شکست شورای سلطنت<br />
<br />
یکی از مهمترین دلایل شکست این شورا عدم هماهنگی و اهداف یکجانبه گرایانه اعضای آن بود. به زبانی گویاتر تشکیل این شورا بر پایه هیچگونه برداشت درستی از شرایط صورت نگرفت؛ همچنین اقدامات مقدماتی نیز در خصوص تأسیس آن انجام نشد و به نظر می‌رسد شخص محمدرضا شاه این شورا را در مقابل شورای انقلاب تشکیل داده تا فقط مقابله به مثل کند. با توجّه به اختلافات موجود در میان اعضای شورا با خود و با شاه، پر واضح است که تشکیل این شورا بر پایه هیچگونه خرد و عمل از پیش تعیین شده‌ای صورت نگرفته و بیشتر بازیچه‌ای در هنگامه فرار محمدرضاشاه از ایران بوده است.<br />
ملاقات سید جلال الدین تهرانی با امام خمینی<br />
<br />
سید جلال الدین تهرانی رییس شورای سلطنت، دو روز پس از خروج شاه از ایران به توصیه اعضای شورای سلطنت به ویژه شاپور بختیار، برای ملاقات و مذاکره با امام خمینی عازم پاریس شد. ولی پیام امام مبنی بر غیرقانونی بودن شورای سلطنت، این ملاقات را غیرممکن ساخت. همچنین امام، شرط ملاقات را استعفای کتبی با اعلام این نکته که شورای سلطنت غیرقانونی است، عنوان نمود. سیدجلال الدین تهرانی در این شرایط، در روز اول بهمن ماه 1357 استعفای خود را از ریاست و عضویت این شورا اعلام کرد و آن را غیرقانونی خواند. با استعفای تهرانی، عمر یک هفته‌‏ای این شورا به پایان رسید و به دنبال آن جمع کثیری از نمایندگان مجلس نیز استعفا کردند.<br />
نکته جالب توجه این است که خود بختیار به عنوان نخست وزیر وقت، پس از استعفای تهرانی از مقام ریاست شورا هیچگونه اعتراضی بدان نمی‌کند و با استعفای وی همراه می‌شود. این مسأله نیز علاوه بر عدم انسجام در ساختار شورای سلطنت، قدرت‌طلبی هریک از این افراد را نیز نشان می‌دهد. پس از استعفای سید تهرانی از مقام ریاست، شورا با اصرار قره‌باغی دو جلسه دیگر برگزار کرد ولی با توجه به اینکه هیچ برنامه مشخصی از سوی اعضای شورا ارائه نشد، اعضای آن همچون بسیاری از مقامات مانند گذشته به کشورهای خارجی پناه بردند و منتظر دستوری از جانب انگلیس و آمریکا ماندند و بدین‌گونه این شورا که نتوانست مشروعیّتی از جانب مردم کسب کند پس از یک هفته منحل شد. در مقابل، شورایی که از درون انقلابیون شکل گرفته بود(شورای انقلاب) و اعضای آن را مبارزین مورد اعتماد حضرت امام و مردم تشکیل می‌دادند به نحوی که با فراخوان صورت گرفته از سوی اعضای شورای انقلاب به مردم نسبت به حضور گسترده در روزهای تاسوعا و عاشورای حسینی مصادف با 26 و 27 دی‌ماه، مشروعیت و مقبولیت شورای انقلاب نسبت به شورای سلطنت نزد همه آشکار شد و پس از این روز شورای سلطنت عملا منحل شد.
        نفس های آخر یک حکومت
        در عظمت آن بانوی طاهره ی معصومه همین بس که ایشان یک زن ولایت مدار و عارف به حق امام زمان خویش بود. چرا که برای تجدید پیمان با برادر و امام و رهبر خویش، رنج راهی سخت را بر خود آسان نمود . <br />
<br />
کریمه ی اهل بیت<br />
<br />
طبق آموزه های وحیانی ما یکی از راههای مهمّ تقرب به خداوند دوستی و محبّت اهل بیت علیهم السلام و فرزندان آن بزرگواران است.<br />
<br />
در آیه 23 سوره شوری خداوند می فرماید: "پیامبر به مردم بگو من از شما درخواست هیچ اجر و مزدی برای رسالتم نمی کنم جز محبت و دوستی با خویشانم"<br />
<br />
و البته احادیث زیادی هم مضمون این آیه ی شریفه را تایید می کنند. مانند این حدیث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که فرمودند: خدا را دوست بدارید! به خاطر نعمتهایی که به شما ارزانی داشته است و مرا هم دوست بدارید! به جهت دوستی با خدا (چون من پیامبر الهی هستم) و با فرزندان من دوستی نمایید! چون من آنها را دوست دارم" (المحجه البیضاء" ملا محسن فیض کاشانی، ج 8، ص 5)<br />
<br />
با بررسی و تحقیق دقیق در می یابیم که علت تاکید همه این آیات و روایات که ما نمونه هایی از آنها را در اینجا ذکر کردیم این است که اهل بیت علیهم السلام و فرزندان بزرگوار آنان واسطه های فیض الهی هستند و فیض اکمل الهی به واسطه آنان بر کل هستی و همه ی انسانها می رسد.<br />
<br />
بنابراین مومنین باید به همان اندازه که ایمان به خداوند متعال دارند محبت اولیای الهی را نیز در دل بنشانند. البته این دوستی جدای از معرفت است و در واقع اگر معرفت واقعی نباشد محبت هم بی فایده است. همانطور که در زیارت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام آمده است: از خدای ولی و قدیر می خواهم که معرفت شما خانواده را از من سلب نکند.<br />
<br />
و به قطع یقین یکی از عوامل به دست آوردن این معرفت تحلیل و بررسی سیره امامان معصوم علیهم السلام و فرزندان بزرگوار آنان و مورد توجه قرار دادن فضائل اخلاقی و مناقب آنها است که باعث می شود از زندگی آن اولیای مقرب خدا الگو گرفته و به سعادت واقعی دست پیدا کنیم.<br />
<br />
در یک رویای صادقه امام صادق (علیه السلام) به آیت الله نجفی (ره) که دعا و راز و نیاز و تلاش و پیگیری برای یافتن قبر مطهر حضرت زهرا (سلام الله علیها) را آغاز کرده بود، خطاب فرمود: «بر تو باد به کریمه ی اهل بیت»<br />
<br />
حال از جمله این بزرگواران که به معرفت و محبتشان سفارش شده ایم بانوی کرامت فاطمه معصومه علیها السلام دختر بزرگوار امام هفتم علیه السلام است که این هدف این نوشتار ذره ای از فضائل و مناقب آن بانوی کرامت را بیان می کند.<br />
او مظهر فضائل است<br />
<br />
حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها) مظهر فضائل و مناقب و مقامات معنوی است. بطوریکه روایات اهل بیت علیهم السلام، فضیلت ها و مقامات معنوی والایی را برای آن بزرگوار تایید می کنند.<br />
<br />
ایشان دارای پاکی روح و کمالات معنوی بالایی بودند، طوری که به زائرانش وعده بهشت داده شده است: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ فِی ثَوَابِ الْأَعْمَالِ وَ عُیُونِ الْأَخْبَارِ عَنْ أَبِیهِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ مُوسَی بْنِ الْمُتَوَکِّلِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا (علیه السلام) عَنْ زِیَارَهِ فَاطِمَهَ بِنْتِ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ (علیهما السلام) بِقُمَّ فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّه. (وسائل‏الشیعه، ج 14، ص 576، ح 94)<br />
<br />
در منابع و متون دینی، و آموزه های اسلامی ما این گونه نقل شده است که در میان فرزندان فراوانِ امام هفتم پس از امام رضا (علیه السلام) کسی همپای معصومه نیست. (شوشتری، تواریخ النبی و الآل، ص۶۵)<br />
<br />
شیخ عباس قمی می‌گوید: در میان دختران موسی بن جعفر (علیهما السلام) افضل آنان سیده جلیله معظمه، فاطمه است که به معصومه شهرت دارد. (قمی، منتهی الآمال، ج۲، ص۳۷۸)<br />
<br />
او ماه تابانی است از برج امامت طلوع کرده و در آ‎غوش امامت تربیت یافته و قنداقه امامت را نیز در دامن خود پرورش داده است.<br />
<br />
ایشان هم از نظر شخصیت علمی و هم کمالات دیگر کامل ترین بود و همچنین از خصوصیات بارز آن بزرگوار این بود که از جمله روایت کنندگان حدیث بود و به علوم اسلامی و آل محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ آگاهی داشت. و مهمتر از اینها اینکه ایشان نیز همچون حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) دارای مقام شفاعت است و احتمالاً نامیده شدن وی به فاطمه بی ارتباط با این مقام نبوده است.<br />
بندگی و عبادتی کم نظیر<br />
<br />
در نقلها داریم که حسن بصری که یکی از عباد و زهاد دنیای اسلام است درباره فاطمه زهرا علیهاالسلام می گوید: به قدری دختر پیغمبر صلی الله علیه و آله عبادت کرد و در محراب عبادت ایستاد که پاهای آن بزرگوار از ایستادن در محراب عبادت ورم کرد.<br />
<br />
حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها نیز با تاسی به الگوی خود از زیباترین جلوه های بندگی و عبادت بود.<br />
<br />
او با عبادت و شب زنده داری هفده روزه‌اش در واپسین روزهای عمر شریفش در مدت اقامتش در قم گوشه‌ای از یک عمر عبودیت و خضوع عبد صالح خدا در برابر ذات پاک الهی است. (کتاب قم، ص 292)<br />
<br />
اهل بیت علیهم السلام و فرزندان بزرگوار آنان واسطه های فیض الهی هستند و فیض اکمل الهی به واسطه آنان بر کل هستی و همه ی انسانها می رسد<br />
چرا او کریمه ی اهل بیت علیهم السلام است؟<br />
<br />
از حضرت معصومه (سلام الله علیها) در میان علما و فقیهان شیعه با لقب کریمه ی اهل بیت یاد می شود. از میان بانوان اهل بیت، این نام زیبا فقط به آن حضرت اختصاص دارد. بر اساس رویای صادق و صحیح نسب شناس گران قدر مرحوم ایت الله مرعشی نجفی این لقب از طرف امام صادق (علیه السلام) برای حضرت معصومه (سلام الله علیها) انتخاب شده است.<br />
<br />
در یک رویای صادقه امام صادق (علیه السلام) به آیه الله نجفی (ره) که دعا و راز و نیاز و تلاش و پیگیری برای یافتن قبر مطهر حضرت زهرا (سلام الله علیها) را آغاز کرده بود، خطاب فرمود: «بر تو باد به کریمه ی اهل بیت»<br />
شفاعت همه ی شیعیان<br />
<br />
آیه اللّه حاج سید محمد وحیدی (ره) از یکی از سادات برقعی نقل فرمودند که گفته بود: شبی در عالم رؤیا محضر مقدس حضرت معصومه سلام الله علیها رسیدم. مانع و حجابی در بین نبود. احساس کردم که من محرم ایشان هستم و ایشان عمه ی سادات برقعی می باشند. از محضر مقدسشان سؤال کردم: «آیا شما به اهل قم، شفاعت خواهید فرمود؟» حضرت در پاسخ فرمودند: «میرزای قمی (ره) برای شفاعت اهل قم کافی است. من برای همه ی شیعه شفاعت می کنم.<br />
<br />
این رؤیای صادقه، یادآور حدیثی از امام صادق علیه السلام است که می فرماید: «تدخَل بشفاعَتِها شیعَتی الجنّه بأجمعهم؛ به شفاعت او - حضرت فاطمه ی معصومه سلام الله علیها - همه ی شیعیانم وارد بهشت خواهند شد»<br />
سخن آخر اینکه: <br />
<br />
با توجه به اینکه گفتیم یکی از راههای مهمّ تقرب به خداوند دوستی و محبّت اهل بیت علیهم السلام و فرزندان آن بزرگواران است. و یک راه معرفت یافتن به آنان بررسی و مطالعه در زندگی سراسر نور آن بزرگواران است پس به نظر میرسد برای تحصیل این موارد مقدماتی را باید فراهم کنیم. از جمله ی این مقدمات می تواند: شناخت شناسنامه ای آن بزرگواران، شناخت ویژگی ها و صفات والایشان، فضائل و برکات زیارت آنها، توجه و به سیره و روش زندگی آنان و الگوپذیری از آن و توسل به آن عزیزان باشد.  <br />
<br />
باشد که از فیض زیارت اهل بیت علیهم السلام و فرزندان بزرگوارشان در دنیا و شفاعتشان در آخرت بهره مند گردیم.
        با کریمه اهل بیت تا بهشت!
        جناب عبدالعظیم حسنی از سادات جلیل القدر و عظیم الشانی است که به اعتراف تاریخ، دارای مقام و منزلت رفیع در میان بزرگان اسلام و به خصوص ائمه اطهار علیهم السلام داشته است.<br />
<br />
عبدالعظیم حسنی مشهور به شاه عبدالعظیم و سیدالکریم از عالمان سادات حسنی و از راویان حدیث است. نسب او با چهار واسطه به امام حسن مجتبی(علیه السلام) می رسد. او  مردی با تقوا، معروف به امانت داری، صداقت در گفتار، عالم به امور دین، قائل به اصول دین شیعه ومحدث بود. ابن بابویه، مجموعه روایات وی را با عنوان جامع اخبار عبدالعظیم گردآوری کرده است.<br />
<br />
عبدالعظیم حسنی، امام رضا(علیه السلام) و امام جواد(علیه السلام) را درک کرد. نقل است که ایمان خویش را بر امام هادی(علیه السلام) عرضه داشت و در زمان او وفات یافته است. منظور از عرضه ایمان خویش،مجموعه اعتقادات یک فرد مسلمان است که مستحب است بر امام و دانشمندان دینی عرضه و ابراز شود تا در صورت اشکال در فکر و اندیشه،اصلاح شود.<br />
<br />
ولادت با سعادت حضرت عبدالعظیم علیه السّلام در سال 173 هجری قمری در شهر مقدّس مدینه واقع شده است و مدّت 79 سال عمر با برکت او با دوران امامت چهار امام معصوم یعنی امام موسی کاظم علیه السّلام ، امام رضا علیه السّلام، امام محمّدتقی علیه السّلام و امام علیّ النّقی علیه السّلام مقارن بوده ، محضر مبارک امام رضا علیه السّلام ، امام محمّد تقی علیه السّلام و امام هادی علیه السّلام را درک کرده و احادیث فراوانی از آنان روایت کرده است .<br />
این فرزند حضرت پیامبر صلّی الله علیه و آله وسلّم، از آنجا که از نوادگان حضرت امام حسن مجتبی علیه السّلام است به حسنی شهرت یافته است .<br />
حضرت عبدالعظیم الحسنی علیه السّلام از دانشمندان شیعه و از راویان حدیث ائمه معصومین علیهم السّلام و از چهره های بارز و محبوب و مورد اعتماد ، نزد اهل بیت عصمت علیهم السّلام و پیروان آنان بود و در مسایل دین آگاه و به معارف مذهبی و احکام قرآن ، شناخت و معرفتی وافر داشت .<br />
جناب عبدالعظیم حسنی از سادات جلیل القدر و عظیم الشانی است که به اعتراف تاریخ، دارای مقام و منزلت رفیع در میان بزرگان اسلام و به خصوص ائمه اطهار علیهم السلام داشته است.<br />
نگارش های او و گفتارها در مورد ایشان<br />
<br />
وی صاحب کتاب «خطب امیرالمؤ منین» و «الیوم و اللیله» و مشهور به حضرت عبدالعظیم و شاه عبدالعظیم، از سادات حسنی و از بزگان این خاندان، و مورد احترام امامان عصر خود و از راویان موثق است به موجب روایتی که امام هادی (علیه السلام) در باب فضیلت زیارت او آورده اند، روشن می شود که پیش از شهادت این امام بزرگوار (254 ه- ق) درگذشته است، و می توان گفت در آغاز دههِ ششم از سدهِ سوم هجری و در خلافت «المعتز» زندگانی را بدرود گفته است مؤلف کتاب «جنه النعیم» با آنکه نام زوجهِ آن جناب را هم نوشته متعرض تاریخ ولادت، سن و سال دقیق رحلت او نشده و تنها می نویسد:«پس باید وفات حضرت عبدالعظیم، اوایل 250 هجری، جند سال قبل از شهادت حضرت امام علی النقی (علیه السلام) باشد.» از امامان بزرگوار، با امام جواد، امام هادی و امام عسکری (علیهم السلام) معاصر بوده است. امّا آیا محضر حضرت امام علی بن موسی (علیه السلام) را هم درک کرده و حدیثی شنیده است مؤ لف الذریعه در این باره می نویسد:«عصر امام  ضا و امام جواد (علیهم السلام) را درک نمود و ایمان خود را بر امام هادی (علیه السلام) عرضه کرد. و از برخی کتاب ها نقل است که وفات او در نیمهِ شوال سال 252 هجری است».  ابن بابویه در «من لا یحضره الفقیه» در باب روزهِ یوم الشک، روایتی از او از امام رضا (علیه السلام) آورده و ذیل آن نوشته است: «مصنف کتاب کوید حدیثی است غریب و آن را جز از طریق عبدالعظیم حسنی نمی شناسم».  همچنین در تعلیقه ی شهید ثانی بر «خلاصه» آمده است که حضرت رضا (علیه السلام) بر زیارت او توصیه فرموده است. لیکن عالم رجالی معاصر جناب آقای شوشتری می نویسد:«ظاهر این است که روایت حضرت رضا (علیه السلام) در وجوب بهشت برای زیارت فاطمه دختر موسی بن جعفر (علیه السلام) است، نه برای عبدالعظیم».  استاد بزرگوار آیه اللّه خویی (ره)، آنچه را که در کتاب «اختصاص» آمده است که امام هشتم به عبدالعظیم فرمود: «سلام مرا به اولیای من برسان»، به خاطر ارسال حدیث نامعتمد دانسته و نوشته اند: «متحصل از کلمات اصحاب ما این است که عبدالعظیم، امام رضا (علیه السلام) را ندیده است، تا چه رسد که در حیات آن امام در گذشته باشد». پس ظاهراً بلکه مطمئناً وی محضر امام هشتم را درک نکرده و مستقیماً از او روایتی نشنیده است.<br />
گرامی داشت و تعظیم مقام افرادی که در طول تاریخ به حدی از جلالت و بزرگی شان رسیده اند که ائمه درباره وی اینگونه بیان کند،از مهم ترین وظایف هر مسلمانی است.<br />
منابع:<br />
1. کتاب عبدالعظیم حسنی و روایات مهدویت<br />
2. وب سایت شهید آوینی<br />
3. دانشنامه اهل بیت
        سیدی که به مقام عظمت رسید!
        "مردم عزیز ما در روز نهم دی، آنچنان عظمتی از خود نشان دادند که دنیا را خیره کرد."    مقام معظم رهبری      حماسه  نهم دی ماه و حضور عاشورایی مردم حماسه ساز و ولایتمدار ایران اسلامی در  راهپیمایی 9 دی ماه 1388 نقطه عطفی در تاریخ انقلاب و برگ زریّن دیگری در  افتخارات مرد و زن ایرانی به حساب می آید . حماسه 9 دی نماد عزّت، استقلال و  بصیرت مردمی است که تا پای جان برای حفظ اصول اسلام و آرمان‌های انقلاب  ایستاده اند و با صدای رسا اعلام کردند که اگر دشمن در برابر دین آنها  بایستد در برابرتمام دنیای آنها خواهند ایستاد. روز نهم دی ماه در تاریخ  انقلاب اسلامی با عنوان روز «بصیرت» تبدیل به یوم الله و ماندگار گردید. در  این روز ماندگار و تاریخی ملت همیشه در صحنه ایران اسلامی، حماسه ای دیگر  آفرید و دشمنان خدا و دینش را مأیوس و ناامید ساخت و قلب امام زمان (عج) و  نائب بر حقش حضرت آیت الله العظمی خامنه ای(دامت برکاته) را شاد ساخت.    این روز می توان گفت نهم دی، روز غلبه جنود الهی بر جنود شیطان است. روز  خروش ملت ایران و آشکار ساختن خشم مقدس در برابر اهانت ها و حرمت شکنی های  عده ای غافل و یا مزدور وابسته به اجانب نسبت به مقدسات در روز عاشورای  حسینی است. روز نهم دی در واقع روز نه گفتن ملت ایران به سران فتنه و آری  گفتن به نظام اسلامی و بیعت مجدد مردم با آرمان های والای حضرت امام  خمینی(ره) و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی است. مردم در این روز، تیر خلاص را  به سران فتنه شلیک و پشت پیکر نامبارک فتنه را به خاک مالیدند.  در روز  نهم دی ماه 1388، مشروعیت سیاسی نظام اسلامی ایران بار دیگر با حضور خودجوش  ده ها میلیونی مردم در تهران و تمامی شهرهای دیگر کشور به جهانیان اعلام  گردید.  روز نهم دی، روزی است که مردم ایران نشان دادند دشمنان خود و  انقلاب خود را به خوبی می شناسند و هرگز فریب حیله ها و نیرنگ های آنان را  نمی خورند. روز نهم دی روزی است که مردم ایران نشان دادند که با بصیرتند و  در میان گرد و غباری که فتنه گران به پا کرده اند هرگز، نه راه را گم می  کنند و نه دست از راهبر واقعی که همانا ولایت فقیه است، بر می دارند و در  نهایت روز نهم دی روزی است که مردم مسلمان و انقلابی ایران نشان دادند که  این جمله حضرت امام (ره) را که فرمودند: «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به  مملکت تان آسیب نرسد» به خوبی در عمل به آن معتقد و پایبند هستند. نهم دی  ماه یک هزار و سی صد و هشتاد و هشت، جشن بلوغ فکری و شخصیتی نظام اسلامی  بود.   9 دی، عرق شرم امت را در طول تاریخ به خاطر بی بصیرتی در ماجرای سقیفه پاک کرد.   9 دی، درد کوته بینی حکمیت را تا حدودی التیام داد و بر آن مرهمی شد.   9 دی، سوزش خیانت جمل و نهروان را کمی خنک کرد و از تکرار غربت 25 ساله جلوگیری کرد.   9 دی، فرق کوفه و تهران، عراق و ایران را نشان داد و آب رفته را به جوی بازگرداند.   9 دی، ایران، بدون خواست سفیر حسین، بیعت مجدد کرد و بر سر بیعتش ماند.   9 دی، ندای هل من ناصر بلند نشد ولی فریاد لبیک یا حسین تا آسمان به گوش همه رسید.   9 دی، شش ماهه، سه ساله، جوان، پیر، زن، مرد، ویلچری، شیمیایی و ... داشت.   9 دی، نه دی زمستان بود ولی درخت انقلاب در آن سرمای زمستان گل داده بود.   9 دی، در ایران بود ولی پایه های کاخ سفید در مکان و کاخ سبز معاویه در زمان را لرزاند.   9 دی، قیام مختار نبود، ولی اگر مختار هم زنده بود در مقابل آن کرنش می کرد.   9 دی، مانور اعلام آمادگی یاران آخر الزمان مهدی (عج) بود.   9 دی، شروع حرکت و یک فرهنگ بود یعنی «عزت خواهی»   9 دی، یک روز بود ولی خیرٌ مِن الفِ شَهر بود.   9 دی، مبیّن کوثر و ابتر بود که گفتند خامنه ای کوثر است، دشمن او ابتر است.   9 دی، عاشورا بود و ایران کربلا.   9 دی، ثمره ی خون شهید آیت ها، مطهری ها، بهشتی ها، باکری ها، همت ها و ... بود.   9 دی، تاریخ نبود، بلکه خود تاریخ ساز بود.   9 دی، روز بخشش فریب خوردگان و روز غضب بر فتنه گران توسط امت بود.   9 دی، آموخت که نیازی نیست همیشه ولیّ در بین باشد بلکه کافی است ولیّ در دل باشد.   9 دی، غدیر خم بود در کویر قم و سراسر ایران.   9 دی، نور بصیرت الهی بود در دلهای امت.   هرچه خواستم بگویم که 9 دی چیست، زبان الکن بود و قلم قاصر. فقط می توانم که بگویم 9 دی، 9 دی بود و بس.
        سالروز حماسه 9 دیماه ، روز بصیرت و میثاق امت با ولایت ، گرامی باد.
        فرستادن صلوات و سلام بر پیامبر (صلی الله علیه و اله) و آل پیامبر (علیهم السلام) از طرف مومنان در حقیقت طلب کردن رحمت بر خودشان نیز است؛ زیرا در واقع پیامبر و ائمّه (علیهم السلام) واسطه فیض الهی هستند. اگر بر آنها صلوات نفرستیم، در واقع خود را از رحمت الهی محروم کرده ایم. بنابراین درود بر پیامبر (صلی الله علیه و اله) سبب پاکی اعمال و نیز قبولی آنها می شود، همچنین باعث اجابت دعاها، کفّاره گناهان، نورانی شدن در قیامت و راه پیدا کردن به بهشت نیز می شود.<br />
صلوات<br />
در اهمیت صلوات همین بس که خداوند در قرآن کریم آن را ذکر خود و ملائکه دانسته و اهل ایمان را به آن دعوت کرده و فرموده است: «إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا(احزاب/56) همانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت می فرستند. ای اهل ایمان! بر او درود فرستید و آن گونه که شایسته است، تسلیم او باشید.» این ذکر پر اهمیت مطمئناً دارای آثاری شگفت انگیز در دنیا و آخرت است. در این یادداشت به اثر صلوات در حسابرسی روز قیامت پرداخته می شود. اثری که امام رضا(علیه السلام) درباره آن فرمودند: : «مَنْ لَمْ یَقْدِرْ عَلی مایُکَفِّرُ بِهِ ذُنُوبَهُ، فَلْیَکْثُرْ مِنْ الصَّلوهِ عَلی مُحَمَّد وَآلِهِ، فَإنَّها تَهْدِمُ الذُّنُوبَ هَدْماً؛ کسی که نمی تواند کاری کند که با آن گناهانش زدوده شود پس زیاد بر محمد و خاندانش صلوات بفرستد که آن گناهان را به خوبی از بین می برد.»(شیخ صدوق، امالی، ص 131)<br />
اعمال انسان در آخرت<br />
<br />
حقوقی که انسان در دنیا با آن روبروست؛ دو نوع است. حقوقی الهی یا حق الله و حقوق اجتماعی یا حق الناس. حقوق الهی آن دسته از احکامی است که خداوند از انسان، انجام یا ترک آن را خواسته است و حق الناس، آن بایدها و نبایدهایی است که فرد باید نسبت به دارایی های مادی یا معنوی دیگران مراعات کند. برداشتن بدون اجازه ، یا خسارت زدن به اموال دیگران از حقوق مادی و بردن آبرو یا تهمت و غیبت دیگران، از حقوق معنوی است که بر عهده افراد می آید. کم کاری در رعایت حقوق خدا یا حقوق مردم سبب گناه می شود.<br />
افراد باید تا می توانند، توشه ی اعمال صالح خود را سنگین تر کرده و بار گناهان خود را سبک کنند. به علاوه آنکه بخشیدن اعمال صالح به دیگران در روز قیامت سبب حسرتی جبران ناپذیر می شود. پس فرد باید تا می تواند، حق الناسی در آخرت بر عهده نداشته باشد ولی به علت احتیاج به پاداش اخروی، نیازمندی به شفاعت و رفع مشکلات احتمالی ناشی از کم کاری در حق الله و حق الناس، صلوات بهترین توشه و عمل مستحبی برای قیامت است<br />
<br />
امام علی(علیه السلام) در حدیثی گناهان را سه دسته برشمرده و فرموده اند: «أَلَا وَ إِنَ الظُّلْمَ ثَلَاثَهٌ فَظُلْمٌ لَا یُغْفَرُ وَ ظُلْمٌ لَا یُتْرَکُ و ظُلْمٌ مَغْفُور؛ ظلم سه گونه است: نخست ظلمی که بخشیده نمی شود، ظلمی که رها نمی شود و ظلمی که بخشیده می شود.» در ادامه حضرت فرمودند: «ستمی که بخشیده نمی شود شرک به خداست و ستمی که بخشیده می شود ظلم شخص به خود و خدا است اما ستمی که رها نخواهد شد، حقوق مردم است که مجازات در آن شدیدتر از شلاق زدن و زخم شمشیر است.» (غررالحکم، حدیث2398) البته باید توجه داشت که حق الله که خدا می بخشد، نیازمند سببی برای بخشش الهی است و همانطور که از حدیث فهمیده می شود، حق الناس نیز قابل چاره جویی هرچند بسیار سخت است.<br />
صلوات و حق الله<br />
<br />
هر انسانی باید تمام تلاش خود را بکند که حقوق الهی را در دنیا کاملاً ادا کند و اگر حقی از حقوق الهی را ضایع کرده، باید آن را جبران کند. مثلاً نماز و روزه را بخواند و انجام دهد و اگر قضا شد، قضایش را به جا آورد. واجبات مالی خود را (خمس، زکات، کفارات، نذر و ...) را بپردازد و کاملاً خود را برای حسابرسی در آخرت آماده کرده باشد. در این بین اگر کسی ناخواسته حقوقی از حقوق الهی بر عهده اش ماند، با شفاعت و رحمت الهی، خداوند آن حقوق را می بخشد. صلوات نیز ذکری است که سبب جلب رحمت الهی در آخرت شده و موجب بخشیده شدن این نوع کم کاری ها می شود. در حدیثی پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله) فرمودند: « أَوْلَی النَّاسِ بِی یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَکْثَرُهُمْ عَلَیَّ صَلَاه» (طبرسی، مکارم الاخلاق،ص312) در این حدیث، صلوات سبب نزدیک شدن فرد به پیامبر در قیامت دانسته شده و از آنجا که ایشان، رحمهً للعالمین است؛ این تقرب موجب جلب رحمت خدا و شفاعت نبوی می شود.<br />
پیامبر اکرم صلوات الله علیه فرمودند: در قیامت نزدیک ترین مردم به من کسی است که بیشتر بر من صلوات بفرستد. (کنز العمال، ج 1، ص 489) و نیز فرمودند: بر من بسیار صلوات بفرستید که صلوات بر من نوری در قبر، نوری در پل صراط و نوری در بهشت خواهد بود. (بحار الانوار، ج 79، ص 64)<br />
صلوات و حق الناس<br />
<br />
از عدالت خداوند دور است که بی سبب افرادی را که به دیگران ظلم کرده اند، آبروی آنان را برده اند و خسارتی به آنان وارد کرده اند را ببخشد. بنابراین انسان باید تا جایی که می توانند در دنیا حقوق دیگران را رعایت کند و اگر از کسی حقی را ضایع کرده، از او حلالیت بطلبد. اگر این خسارت مادی است و فرد مقابل را نمی شناسد باید به اندازه آن، با اجازه مجتهد، صدقه دهد. به هر حال در مقابل حقوق مردم انسان نباید سهل انگاری کند ولی به هر حال ممکن است در این بین حقوقی باشد که فرد ناخواسته دچار آن شده باشد یا حلالیت خواهی بابت آن خطرهای جانی یا آبرویی جبران ناپذیری دارد. در اینگونه موارد به ناچار، حساب و کتاب و جبران آن حقوق به آن دنیا منتقل می شود. یعنی از کارهای خیر و نیک فرد بدهکار کاسته می شود و به حساب فرد طلبکار و مظلوم افزوده شده و به این صورت رضایت وی حاصل می شود. چه بسا هم فرد بدهکار جهنمی شود. در حدیث پیامبر اکرم(صلی الله علیه َوآله) به این موضوع اشاره شده و فرمودند: «انَّه لَیَأتی العَبدُ یَومَ القیامَه و قَد سَرَّته حَسَناتُهُ فَیَجییٌ الرَّجُلُ فیقولُ: یا رَبِّ ظَلَمَنی هذا فَیُوخَذُ مِن حَسَناتِهِ فَیُجعَلُ فی حَسَناتِ الّذی سَألَهُ، فما یَزالُ کذلکَ حتّی ما یَبقی لَهُ حَسَنهٌ، فإذا جاءَ مَن یَسألُهُ نَظَرَ إلی سَیِّئاتِهِ فَجُعِلَت مَع سیّئاتِ الرَّجُلِ، فلا یَزالُ یُستَوفی مِنهُ حتّی یَدخُلَ النارَ؛ در قیامت بنده به سبب کارهای خوبش، در حالی که خوشحال است وارد محشر می شود. ناگهان شخصی از راه می رسد و می گوید: خداوندا! این شخص[در دنیا] به من ظلم کرده است. پس از کارهای نیک او گرفته می شود و به آن مظلوم داده می شود تا جایی که کار خوب و حسنه ای برای بدهکار باقی نمی ماند، ولی هنوز طلبکار راضی نشده و حقش را طلب می کند، آنگاه از گناهان طلبکار برداشته به بدهکار می دهند تا جایی که آن بنده، جهنمی می شود.»(ری شهری، میزان الحکمه، ج6، ص535)<br />
بزرگترین اجرها و بیشترین حسنات در ازای صلوات بر پیامبر به اشخاص اختصاص می یابد. زیرا در حدیثی از امام باقر یا امام صادق(علیهماالسلام) روایت شده: «أَثْقَلُ مَا یُوضَعُ فِی الْمِیزَانِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ الصَّلَاهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ عَلَی أَهْلِ بَیْتِه ؛ سنگین ترین عملی که در روز قیامت در ترازوی عمل بندگان قرار می گیرد، صلوات بر محمد و اهل بیت اوست.» (حمیری، قرب الإسناد، ص14)<br />
بنابراین اگر فردی در قیامت ناچار باشد از ثواب ها و حسناتش برای جبران حقوق مردم، خرج کند؛ بهترین توشه صلوات بر محمد و آل محمد است.<br />
کلام پایانی<br />
<br />
قیامت روز حسرت است؛ زیرا بهشتیان حسرت کم بودن اعمال نیک خود را می خورند و جهنمیان نیز دچار حسرت بهشت اند. بنابراین افراد باید تا می توانند، توشه ی اعمال صالح خود را سنگین تر کرده و بار گناهان خود را سبک کنند. به علاوه آنکه بخشیدن اعمال صالح به دیگران در روز قیامت سبب حسرتی جبران ناپذیر می شود. پس فرد باید تا می تواند، حق الناسی در آخرت بر عهده نداشته باشد ولی به علت احتیاج به پاداش اخروی، نیازمندی به شفاعت و رفع مشکلات احتمالی ناشی از کم کاری در حق الله و حق الناس، صلوات بهترین توشه و عمل مستحبی برای قیامت است. همانطور که پیامبر اکرم صلوات الله علیه فرمودند: در قیامت نزدیک ترین مردم به من کسی است که بیشتر بر من صلوات بفرستد. (کنز العمال، ج 1، ص 489) و نیز فرمودند: بر من بسیار صلوات بفرستید که صلوات بر من نوری در قبر، نوری در پل صراط و نوری در بهشت خواهد بود. (بحار الانوار، ج 79، ص 64)
        تاثیر صلوات در حسابرسی آخرت!
        اسلام که داعیه دار وحدت در میان مردم از هر گروه و مسلکی است بایستی مثال بارزی از این ادعای خویش را نشان دهد. امیرالمومنین علی علیه السلام در تاریخ صدر اسلام از بزرگترین مثال های نمایان این موضوع است.<br />
<br />
وحدت در اسلام یکی از موضوعات اساسی به شمار می رود. خداوند کریم در قرآن بارها به مسئله وحدت اشاره فرموده است. یکی از آیات در مورد وحدت که تقریبا همگان بدان آشنایی دارند، آیه شریفه «واعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا» است. اسلام از ابتدا به عنوان یک نهاد اجتماعی تلاش کرد تا این موضوع را در میان مردم نهادینه سازی کند.<br />
وحدت از دیدگاه قرآن و سنّت<br />
<br />
کانَ النّاسُ اُمَّهً واحِدَهً فَبَعَتَ اللّهُ النَّبِیّینَ مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ وَ اَنْزَلَ مَعَهُمُ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْکُمَ بَیْنَ النّاسِ فیمَا اخْتَلَفُوا فیهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فیهِ اِلاَّ الَّذینَ اوُتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ بَغْیا بَیْنَهُمْ فَهَدَی اللّهُ الَّذینَ امَنُوا لِمَااخْتَلَفُوا فیهِ مِنَ الْحَقِّ بِاِذْنِهِ وَاللّهُ یَهْدی مَنْ یَشاءُ اِلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ<br />
مردم (در آغاز) یک دسته بودند (و تضادّی در میان آن ها وجود نداشت، به تدریج جوامع وطبقات پدید آمد و اختلافات و تضادّهایی در میان آن ها پیدا شد، در این حال) خداوند پیامبران را برانگیخت تا مردم را بشارت و بیم دهند و کتاب آسمانی که به سوی حقّ دعوت می کرد، با آن ها نازل نمود تا درمیان مردم در آن چه اختلاف داشتند ، داوری کند . (افراد با ایمان در آن اختلاف نکردند) تنها (گروهی از) کسانی که کتاب را دریافت داشته بودند.(1)<br />
می توان گفت مسلمانان در این که امام امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) دارای امتیازهایی است که دیگر مسلمانان فاقد آنند، اتفاق نظر دارند. او در میان مسلمانان تنها کسی است که تربیت دوران کودکیش را شخص پیامبر (صلی الله علیه و آله) بر عهده گرفت، و بر راه و روش خود پرورش داد. و سپس از میان همگان وی را به برادری خویش انتخاب کرد.<br />
دانشمندان اسلامی یک زبان برآنند که امام (علیه السلام) از همه اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) به کتاب خدا و سنت پیامبرش داناتر و جهاد و فداکاری وی در راه حق از همه بیشتر، و در پند و اندرز و سخنوری از همه بلیغ تر بود. و در اجرای حدود الهی پر شورتر، و در اجرای عدالت و احقاق حق استوارتر، و از لحاظ لذات مادی و زندگی دنیوی از همه پارساتر پود.<br />
و این همه همان صفاتی هستند که خداوند در فرآن مجید، آنها را معیار ارزش و برتری مردم قرار داده است، زیرا خداوند مجاهدان را بر قاعدان غیر مجاهد برتری داده و به صراحت اعلان فرموده است: کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابر نیستند، همان طور که با صدای رسا اعلام فرموده است: گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست.<br />
علمای اسلام در این موارد اختلافی ندارند، زیرا مقام و منزلت دینی و علمی امام (علیه السلام) - بی هیچ گفتگو و بحثی- در اسلام روشن است. آنچه محل اختلاف است، تنها موقعیت سیاسی، دینی امام (علیه السلام) در تاریخ اسلام است. آنان در حالی که اتفاق نظر دارند، او یکی از خلفای راشدین است و با انتخاب توده مردم بر سر کار آمده است. اما از طرفی در این که وی خلیفه برگزیده پیامبر (صلی الله علیه و آله) است، هم عقیده نیستند.<br />
اسلام که داعیه دار وحدت در میان مردم از هر گروه و مسلکی است بایستی مثال بارزی از این ادعای خویش را نشان دهد. امیرالمومنین علی علیه السلام در تاریخ صدر اسلام از بزرگترین مثال های نمایان این موضوع است.<br />
<br />
نقش کلیدی و حیاتی امام علی علیه السلام در طول تاریخ به هیچ عنوان قابل چشم پوشی نمی باشد. اساسا نحوه عملکرد ایشان در مواجهه با موضوع غصب خلافت و یا نحوه تعامل با افراد در زمان خلافت خلفای سه گانه و پس از آن نشان دهنده اوج هوشمندی ایشان در برقراری وحدت میان امت اسلامی است.<br />
وحدت در دوران بیعت<br />
<br />
برای نمونه در مسئله بیعت در غصب خلافت با وجود آنکه حق حیاتی و اساسی امام علی علیه السلام از وی سلب شد اما امام علی علیه السلام ترجیح داد تا با سکوت و تحمل فشار های اطرافیان به وحدت مسلمین لطمه ای وارد نشود و بر این اساس وحدت در میان مردم را حفظ کرد.<br />
موضع پیامبر در روز غدیر مقابل هزاران حج گزار از مردم روستاها و شهرها، قبایل عرب (یا حداقل بعضی از قبایل) را معتقد ساخت که پیامبر رهبری امت را به علی واگذار کرده است.(2)<br />
شاید آنان در واگذاری رهبری به علی به دست پیامبر چیزی را دیدند که موافق با سنتهایشان[از نیاکان] بود که شایسته است نزدیکترین خویشاوند پیامبر (صلی الله علیه و آله) رهبری را به ارث برد. آنان چون دیدند این زمامداری پس از وفات پیامبر تغییر کرد و حکومت جدید برای بعضی ناآشنا نمود. در نتیجه، از پرداخت زکات خودداری کردند و بعضی منکر اسلام شدند، با این اندیشه که هر گاه اصحاب پیامبر از او اطاعت نکنند معنایش این است که اصحاب در دینداری خود جدی نیستند پس، آنان نیز این حق را دارند که به جاهلیت خود برگردند.<br />
موضع مردم در بسیاری از موضوعات بر اساس نحوه خلافت جدید تغییر یافت. چهارچوب بندی امام علی علیه السلام در این دوران و اینکه چگونه میان همگان جمع بندی کند، از دشوارترین و هنرمندانه ترین ابتکارات ایشان بوده است. امام علی (علیه السلام) عقیده داشت که پیامبر وی را پس از خود، سرپرست امور امت قرار داده است و انتخاب پیامبر برای امت الزام آور است. پس، امت مجاز نیست شخص دیگری را برگزیند. اگر امام چنان اعتقادی نداشت به خود اجازه نمی داد تا از انصار یاری بطلبد و از آنان بخواهد که -پس از بیعت کردن- موضع خود را عوض کنند، زیرا بیعت اگر درست باشد، قراردادی است که وفای به آن واجب است و فرزند ابو طالب کسی نبود که مردم را به شکستن عهدی که صحیح می بیند، فرا خواند. امام علی (علیه السلام) همراه همسرش زهرا به در خانه انصار، می رفت، و حضرت زهرا (علیهاالسلام) با التماس از آنان می خواست تا در موضع خود تجدید نظر کنند.(3)<br />
امام هرگز نمی خواست تا بر اساس جنگ طلبی و درگیری حق خویش باز پس بگیرد. لذا تلاش کرد تا با گفتگو و مصالحه این مهم را به ثمر برساند. و این مدت را به سختی پشت سر بگذارد. تا آنجا که فرمود: خداوند با نعمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و اسلام، بنی اسماعیل و سایر مسلمانان را متحد و برادر ساخت و پر و بال کرامت خود را بر آن ها گشود؛ نهرهای مواهب خود را به سویشان جاری گرداند؛ و آنان را به نعمت و قدرت و عظمت و عزت رساند؛ و حکومتی پایدار نصیبشان ساخت بطوری که کسی قدرت درهم شکستن نیروی آنان را نداشت. متأسفانه پس از چنین هجرتی باشکوه، مسلمانان به احزاب و فرقه های گوناگون تقسیم شدند».(4)<br />
پی نوشت ها<br />
1.بقره-213<br />
2. امیرالمومنین علیه السلام اسوه وحدت<br />
3. وحدت از دیدگاه قرآن و سنت<br />
4.نهج البلاغه، خطبه
        مثال بارز وحدت
    وزارت ورزش و جوانان
    مجموع بازدیدها : 1,511,096
    تعداد بازدید امروز : 7,622
    تعداد بازدید دیروز : 6,130
    آخرین به روزرسانی : 1395/12/02
    کلیه حقوق متعلق به وزارت ورزش و جوانان می باشد.