• وزارت ورزش و جوانان
    وزارت ورزش و جوانان
       
      • مصاحبه با جانبـاز سرافراز

        محمدرضا مظلومی رییس فدراسیون نابینایان و کم­بینایان

        محمدرضا مظلومی رییس فدراسیون نابینایان و کم­بینایان

        آن روزها همه برای هم جانمان را فدا می­کردیم و هیچ­کس به دنبال مقام و منزلت و فرماندهی نبود. هر روز تعدادی از عزیزانمان و تعدادی از دوستان خود را از دست می­دادیم و فضای جبهه مملو از ایثار و فدای هم شدن بود.

        در سال روز ولادت با سعادت حضرت ابالفضل­العباس(ع) بزرگ جانباز راه حق و روز گرامیداشت جانباز مصاحبه­ای با آقای محمدرضا مظلومی، جانباز آسیب­دیده از ناحیه چشم، دست و شکم را ترتیب دادیم که به سمع و نظرتان تقدیم می­گردد.
        * جناب آقای مظلومی خودتان را معرفی و فعالیت­های­ورزشی-ایثارگری خود را بیان بفرمایید.
        * بسم الله الرحمن الرحیم- محمدرضا مظلومی هستم بهمن1339 در تهران به دنیا آمدم. درسال57 در تظاهرات و مبارزات قبل از انقلاب توسط رژیم شاه دستگیر شدم و به زندان افتادم. بعد از انقلاب به خدمت سربازی رفتم و به خاطر وضعیت نا امن در مرز کردستان، درآن دوره مجروح شدم و به بیمارستان انتقال پیدا کردم. در سال60 و در هنگامی که خدمت سربازی­ام به پایان رسیده بود، با مراجعه به بسیج مردمی به جبهه بازگشتم. یگان اعزامی ما تیپ ذوالفقار از لشگر27 محمد­رسول­الله(ص) بود. در فروردین63 در عملیات­والفجر1 از ناحیه چشمان مجروح شدم و چشمانم را از دست دادم. اما مجددأ به جبهه بازگشتم و در پشت­جبهه به عنوان بیسیم­چی و تدارکات بودم. در سال68 وارد دانشگاه شدم و علوم سیاسی خواندم. و از سال63 تاکنون در میادین ورزشی از جمله: گلبال و کشتی معلولین، فعالیت­ورزشی نمودم و قهرمان کشور و مدال برنز از مسابقات کشتی هلند را کسب کردم. در این مدت ریاست هیئت­نابینایان و کم­بینایان، نایب رییس هیئت جانبازان و معلولین، دبیر فدراسیون کم­بینایان و نابینایان و سرپرستی فدراسیون کم­بینایان و نابینایان جانباز و معلول و اکنون5 ماه است که ریاست فدراسیون کم­بینایان و نابینایان جانباز و معلول را برعهده دارم.
        * بفرمایید حال هوای جبهه برای رزمندگان و بسیجیان تازه وارد به چه صورت بود؟ رفتارها و برخوردهای افراد با تجربه­تر و با سابقه­تر با افرادی که تازه به جبهه پیوسته بودند، چطور بود؟
        * من درسال58 در مرزها بودم. در لشگر21 به مهاباد و بوکان برای پاکسازی رفته بودیم و خدمت می کردیم. جنگ که شروع شد مرا به سر پل ذهاب اعزام کردند. یک موضوع مهم وجود داشت و آن اینکه به اسلام، به میهن، به فرمان امام­خمینی(ره) لبیک بگوییم. ما خوشحال بودیم و با سختی­های جنگ و دردهایش، عشق بازی می­کردیم، چون امر، امر اماممان بود. خدا این چشمان را که نعمت­های خودش بود، از من دوباره پذیرفت. ما رزمندگان نه حقوقی داشتیم نه تفریحاتی به معنای امروزی ولی از فرمانده تا یک بسیجی پیاده و ساده، همه برای هم جانمان را فدا می­کردیم و هیچ­کس به دنبال مقام و منزلت و فرماندهی نبود. هر روز تعدادی از عزیزانمان و تعدادی از دوستان خود را از دست می­دادیم و فضای جبهه مملو از ایثار و فدای هم شدن بود.
        * از فضای معنوی جبهه و اوقاتی که رزمندگان در کنار هم می­گذراندند تعریف کنید؟ فضای معنوی جبهه ریشه در چه داشت؟
        * ریشه این­ها در اسلام بود. درست است جوان بودیم ولی همه عاشق نماز شب و عشق­بازی با خدا بودیم. اگر کسی صلاح نبود به خط عملیات برود، او حسرت می­خورد و او را در جبهه­های پدافندی و پشت جبهه به خدمت می­گرفتند. در خط فقط توپ و تانک و آتش بود و ما به عشق امام حسین(ع) و خون ایشان نبرد می­کردیم. در اوقات فراغت به ورزش­هایی چون والیبال، فوتبال، گلبال می­پرداختیم و مسابقه برگزار می­کردیم. لباس­های هم را می­شستیم، کفش­های هم را واکس می­زدیم و حتی برای این فداکاری­ها با هم رقابت هم داشتیم. در اوقات دیگر قرآن می­خواندیم، دعا و قرآن و ادعیه و توسلات را به صورت دسته­جمعی می­خواندیم و حظ معنوی می­بردیم.
        * در آن زمان که گلوله­ها و آتش­ها به شما برخورد می­کرد و شما فهمیدید که جانباز شدید چه حسی در دل خود داشتید؟
        * وقتی در فروردین63 مجروح شدم نمی­دانستم که نابینای کامل می­شوم. چون هم صدمات و گلوله­ها به پایم خورده بود و هم به چشمانم. مرا به دزفول بردند و پس از آن با هواپیما مرا به تهران رساندند. بعد از آن به خاطر صدمات عمیق برای درمان به آلمان رفتیم و در آنجا به من گفتند به خاطر برخورد موج انفجار و ترکش­ها و شن­های وارد شده در چشمانم دیگر نابینا شده­ام. در ماشین ما سه نفر بودیم، آن دو نفر شهید شدند و فقط من زنده ماندم. بعد از برگشتنم از آلمان، پذیرفتم که دیگر نمی­توانم ببینم و از دنیای دیدن به دنیای نابینایی وارد شدم و این را باید قبول می­کردم. چند روز گذشت و از این وضعیت خسته شده­بودم خواب امام رضا(ع) را دیدم. با برادرم خودمان را به مشهد و حرم ایشان رساندیم و ساعت­ها گریه کردم در مقابل ضریح ایشان. به ایشان توسل کردم و با ایشان عهد بستم تا تحمل کنم این تقدیرالهی را و خواستم که ایشان هم مرا یاری نماید که چنین هم شد.
        * آیا مدیریت و فعالیت جهاد گونه فقط منحصر به زمان جنگ بود یا امروز هم می­توان آن سبک را اجرا نمود و بسترهای آن چگونه است؟
        * زمان جنگ با آن عظمتش محدود بود. و همه جهادی کار می­کردند اما الان هم می­شود این کار را انجام داد. ما همیشه مدیون امام راحل و رزمندگان هستیم. عده­ای اسیر پست و مقام و زن و بچه و پول شدند ولی شهدا اسیر این مسائل نشدند. با وجود مقام عظمای ولایت و رهبری، باید به ایشان و دستورات ایشان عمل کنیم، در آن صورت است که می­توانیم بسترها را برای کار و فعالیت جهادی فراهم نماییم.
        * حاج آقا! این فرهنگ ایثار و شهادت که اکنون پرچمداری­اش در دست شما یادگاران دفاع مقدس هست، در حال انتقال به نسل سوم و جوانان این مملکت­اسلامی است. چطور می توان جوانان را طوری با این میراث عظیم آشنا نمود که قدر آن را بدانند و این بیرق را بدست گیرند؟
        * وظیفه­ی هر کس تعیین شده است. رادیو تلویزیون و رسانه­ها، مسئولین و همچنین مردم، همه باید وظیفه خود را بشناسیم و باید آنچه را فهمیدیم انتقال بدهیم. همین جوان­های ما در روزهای سخت به یاری کشور و مملکت خود می­آیند. غرب وقتی دید نمی­تواند از جنگ خاکی ما را از پای درآورد، به تهاجم فرهنگی روی آورد. این را باید ما بدانیم. می­خواهند جوان­های ما را گرفتار کنند. ما باید به جوان­ها خوراک فرهنگی بدهیم و جوان­ها را به مسجد و هیئت و پایگاه بسیج و مراکز فرهنگی علاقمند کنیم. متاسفانه حجاب که آرمان رزمندگان­اسلام بود دارد به فراموشی سپرده شود. ما با برخورد و برنامه­ریزی صحیح و درست جوان­ها را تشنه و جذب مسائل فرهنگی کنیم.
        * حاج آقا مظلومی! چند کلمه رو نام می­برم، شما اولین کلمه­ای که به ذهنتان می­رسد رو بفرمایید:
        * امام­خمینی(رض): شرمنده­اش هستیم
        * پادگان دوکوهه: محل عشق­بازی
        * آزادی خرمشهر: رسیدن به عشق
        * ابالفضل­العباس(ع): امید همه شیعیان
        * جانبازان قطع نخاع: مردان پرتوان
        * ورزشکاران پارالمپیک: مردان پایمرد
        * گلزار شهدا: مقصد و ماوای همه ما
        * مملکت جمهموری اسلامی ایران: کشور امام­زمان(عج)
        اخبار مرتبط
    وزارت ورزش و جوانان
    مجموع بازدیدها : 1,889,730
    تعداد بازدید امروز : 13,380
    تعداد کاربران آنلاین : 0
    آخرین به روزرسانی : 1396/01/06
    کلیه حقوق متعلق به وزارت ورزش و جوانان می باشد.